پرش به محتوای اصلی
قاسم انوار قاسم انوار

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۷

حلقه بر در مزن، که راهت نیست

جان تسلیم عذر خواهت نیست

همه راه تو غفلتست، مرو

فکر تنبیه و انتباهت نیست

الله الله، که در طریق وفا

جان حق بین و رو براهت نیست

دعوی عاشقی کنی و آنگاه

با چنین دعویی گواهت نیست

می روی وز کمال استغنا

جانب خستگان نگاهت نیست

رحم بر حال عاشقان فقیر

گاه داری و گاه گاهت نیست

قاسمی، غرق غفلتی که مدام

مات گشتی و قصد شاهت نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۹تا با خودم از خودم خبر نیست
  2. شمارهٔ ۱۸۰در بزم یار بادهٔ ناخوشگوار نیست
  3. شمارهٔ ۱۸۱از تو به مقصود ره دور نیست
  4. شمارهٔ ۱۸۲بی‌جمالت بوستان عیش ما را نور نیست
  5. شمارهٔ ۱۸۳بی یاد دوست در دل مستان سرور نیست
  6. شمارهٔ ۱۸۴عاشقان در جمع با یارند و این بس دور نیست
  7. شمارهٔ ۱۸۵دل را ز جان گزیر وز جانان گزیر نیست
  8. شمارهٔ ۱۸۶جان ما را دولت عشق رخت امروز نیست
همه‌ی غزلیات ←

قاسم انوار درباره‌ی قاسم انوار

سید معین‌الدین علی پسر نصیر پسر هارون پسر ابوالقاسم حسینی قاسمی انواری تبریزی معروف به شاه قاسم انوار (زادهٔ ۷۵۷ هجری قمری در سراب، درگذشتهٔ ۸۳۷ هجری قمری در روستای لنگر تربت جام)، از شاعران ایرانی است. او از پیروان خاندان صفی‌الدین اردبیلی بود. معین‌الدین در شعر قاسمی یا قاسم تخلص میِکرد و یکی از پسران شیخ صفی‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.