پرش به محتوای اصلی
قاسم انوار قاسم انوار

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۹

تا با خودم از خودم خبر نیست

چون با یارم ز من اثر نیست

چندانکه دویدم اندرین کوی

از کوچه یار ره بدر نیست

ای زاهد خشک، بگذر از من

چون با تو مرا سر سفر نیست

در کوچه زاهدان رسیدم

از شیوه عاشقی خبر نیست

پروانه شدم بعشق آن شمع

این قصه حدیث مختصر نیست

هر دل که نظر نگه ندارد

در راه تو صاحب نظر نیست

قاسم بدری رسید، کان در

از شیوه دوست ره بدر نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۱از تو به مقصود ره دور نیست
  2. شمارهٔ ۱۸۲بی‌جمالت بوستان عیش ما را نور نیست
  3. شمارهٔ ۱۸۳بی یاد دوست در دل مستان سرور نیست
  4. شمارهٔ ۱۸۴عاشقان در جمع با یارند و این بس دور نیست
  5. شمارهٔ ۱۸۵دل را ز جان گزیر وز جانان گزیر نیست
  6. شمارهٔ ۱۸۶جان ما را دولت عشق رخت امروز نیست
  7. شمارهٔ ۱۸۷شکی نماند که جز دوست در جهان کس نیست
  8. شمارهٔ ۱۸۸بی جام عشق عیش دل ما تمام نیست
همه‌ی غزلیات ←

قاسم انوار درباره‌ی قاسم انوار

سید معین‌الدین علی پسر نصیر پسر هارون پسر ابوالقاسم حسینی قاسمی انواری تبریزی معروف به شاه قاسم انوار (زادهٔ ۷۵۷ هجری قمری در سراب، درگذشتهٔ ۸۳۷ هجری قمری در روستای لنگر تربت جام)، از شاعران ایرانی است. او از پیروان خاندان صفی‌الدین اردبیلی بود. معین‌الدین در شعر قاسمی یا قاسم تخلص میِکرد و یکی از پسران شیخ صفی‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.