پرش به محتوای اصلی
قاسم انوار قاسم انوار

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۷

ای بت عیار من، نام تو امروز چیست؟

ای دل و دلدار من، نام تو امروز چیست؟

هر دو جهان نام تو، قصه و پیغام تو

ای مه سیار من، نام تو امروز چیست؟

ملک و ملک رام تو، هر دو جهان جام تو

ای سر و سردار من، نام تو امروز چیست؟

ای دل و دلدار من، مونس و غم خوار من

واقف اسرار من، نام تو امروز چیست؟

نام تو فتاح جان، نام تو گنج روان

ای شه ابرار من، نام تو امروز چیست؟

نام تو دی بد ازل، نام تو فردا ابد

ای بت عیار من، نام تو امروز چیست؟

ای دل مامست تو، هستی ما هست تو

کوری اغیار من، نام تو امروز چیست؟

کاشف اسرار من، لامع انوار من

ابر گهربار من، نام تو امروز چیست؟

اول و آخر تویی، باطن و ظاهر تویی

قاسم انوار من، نام تو امروز چیست؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۹همه دردست درین واقعه، پس درمان چیست؟
  2. شمارهٔ ۱۷۰بخون آغشته ام، درمان من چیست؟
  3. شمارهٔ ۱۷۱آنکه دل بر دست و دارد قصد جان پیداست کیست
  4. شمارهٔ ۱۷۲عاشق روی ترا خرقه و زنار یکیست
  5. شمارهٔ ۱۷۳پیوسته دلم در غم آن یار گرامیست
  6. شمارهٔ ۱۷۴میان مجلس رندان حدیث فردا نیست
  7. شمارهٔ ۱۷۵بیا، بیا، که مرا با تو نسبت جا نیست
  8. شمارهٔ ۱۷۶حلقه بر در مزن، که بارت نیست
همه‌ی غزلیات ←

قاسم انوار درباره‌ی قاسم انوار

سید معین‌الدین علی پسر نصیر پسر هارون پسر ابوالقاسم حسینی قاسمی انواری تبریزی معروف به شاه قاسم انوار (زادهٔ ۷۵۷ هجری قمری در سراب، درگذشتهٔ ۸۳۷ هجری قمری در روستای لنگر تربت جام)، از شاعران ایرانی است. او از پیروان خاندان صفی‌الدین اردبیلی بود. معین‌الدین در شعر قاسمی یا قاسم تخلص میِکرد و یکی از پسران شیخ صفی‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.