پرش به محتوای اصلی
قاسم انوار قاسم انوار

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۶

گر جمله تویی تو، نیک و بد چیست؟

ور جمله منم، پس این عدد چیست؟

گر جمله یکی‌ست در حقیقت

فی الجمله حدیث نیک و بد چیست؟

حاجت به مدد ندارد آن یار

پس بانگ و فغان این مدد چیست؟

چون جمله کن و مکن از او خاست

موقوف به فتوی خرد چیست؟

گفتی که: حدت زنم بر این قول

از بهر خدا بگو: که حد چیست؟

گر بحر وجود نیست در جوش

این کوشش و جوششِ ز بد چیست؟

چون جمله قبول حضرت اوست

قاسم، سخن قبول و رد چیست؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۸ای دوست، حکایت نهان چیست؟
  2. شمارهٔ ۱۶۹همه دردست درین واقعه، پس درمان چیست؟
  3. شمارهٔ ۱۷۰بخون آغشته ام، درمان من چیست؟
  4. شمارهٔ ۱۷۱آنکه دل بر دست و دارد قصد جان پیداست کیست
  5. شمارهٔ ۱۷۲عاشق روی ترا خرقه و زنار یکیست
  6. شمارهٔ ۱۷۳پیوسته دلم در غم آن یار گرامیست
  7. شمارهٔ ۱۷۴میان مجلس رندان حدیث فردا نیست
  8. شمارهٔ ۱۷۵بیا، بیا، که مرا با تو نسبت جا نیست
همه‌ی غزلیات ←

قاسم انوار درباره‌ی قاسم انوار

سید معین‌الدین علی پسر نصیر پسر هارون پسر ابوالقاسم حسینی قاسمی انواری تبریزی معروف به شاه قاسم انوار (زادهٔ ۷۵۷ هجری قمری در سراب، درگذشتهٔ ۸۳۷ هجری قمری در روستای لنگر تربت جام)، از شاعران ایرانی است. او از پیروان خاندان صفی‌الدین اردبیلی بود. معین‌الدین در شعر قاسمی یا قاسم تخلص میِکرد و یکی از پسران شیخ صفی‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.