پرش به محتوای اصلی
قاسم انوار قاسم انوار

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۴

طریق عشق سپردن طریق بوالعجبیست

نشان عشق نجستن نشان بی طلبیست

مگو که: عشق حرامست در طریقت شرع

که مست باده عشق اند اگر ولی و نبیست

شراب ما همه از خم لامکان آمد

چه جای کاسه چینی و شیشه حلبیست؟

ز موج عشق برقصیم و فاش می گوییم :

خوشست شورش مستان، اگرچه بی ادبیست

بیا بمجلس رندان و حال ما بنگر

که جام ما ز می کوثر است، نه عنبیست

مگو که: معنی قرآن حبیب از که گرفت؟

زبان او عجم آمد، روان او عربیست

طراوت دل و جان جلوهای مجنونست

نشان بی طلبی ها نشان بی طربیست

تو طالب چلبی شو، که مقصد اقصیست

که فیض روح مقدس ز حضرت چلبیست

ببین که: قاسم بیدل ز دست رفت تمام

بدان که ساقی جانها نبی مطلبیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۶گر جمله تویی تو، نیک و بد چیست؟
  2. شمارهٔ ۱۶۷ای بت عیار من، نام تو امروز چیست؟
  3. شمارهٔ ۱۶۸ای دوست، حکایت نهان چیست؟
  4. شمارهٔ ۱۶۹همه دردست درین واقعه، پس درمان چیست؟
  5. شمارهٔ ۱۷۰بخون آغشته ام، درمان من چیست؟
  6. شمارهٔ ۱۷۱آنکه دل بر دست و دارد قصد جان پیداست کیست
  7. شمارهٔ ۱۷۲عاشق روی ترا خرقه و زنار یکیست
  8. شمارهٔ ۱۷۳پیوسته دلم در غم آن یار گرامیست
همه‌ی غزلیات ←

قاسم انوار درباره‌ی قاسم انوار

سید معین‌الدین علی پسر نصیر پسر هارون پسر ابوالقاسم حسینی قاسمی انواری تبریزی معروف به شاه قاسم انوار (زادهٔ ۷۵۷ هجری قمری در سراب، درگذشتهٔ ۸۳۷ هجری قمری در روستای لنگر تربت جام)، از شاعران ایرانی است. او از پیروان خاندان صفی‌الدین اردبیلی بود. معین‌الدین در شعر قاسمی یا قاسم تخلص میِکرد و یکی از پسران شیخ صفی‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.