پرش به محتوای اصلی
نظام قاری نظام قاری

غزلیات

شمارهٔ ۹۹ - خواجه حافظ فرماید

فاش میگویم و از گفته خود دلشادم

بنده عشقم و از هر دو جهان آزادم

در جواب آن

داد تشریف بهار و دل ازان شد شادم

که دگر کرد زحمالی رخت آزادم

چند اندر دکه آش پزان بنشینم

من که در خان اتابک ببهشت آبادم

شکر آن خالق پاکی که زتشریف قماط

تن بپوشید هماندم که زمادر زادم

که مرا نیست بدوران چوحنین و چکمه

بمتال یقه زانرو بقفا افتادم

گوئیا عهد ازل عقده دستار منست

که ازان روزکه شد بسته دگر نگشادم

نیست جزدال مجرح بضمیرم نقشی

چکنم حرف دگر یاد نداد استادم

نرمدستی زنو امسال گرفتم در بر

کهنه ابیاری پارینه برفت از یادم

زین همه جامه معنی که خدا داد بمن

صندلی و قتلی پیش کسی ننهادم

هردم از البسه معنی رنگین قاری

جامه می‌رسد ازنو بمبار کبادم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۱ - خواجه حافظ فرمایدمن نه آن رندم که ترک شاهد و ساغر کنم
  2. شمارهٔ ۱۰۲ - شیخ کمال الدین خجندی فرمایدنام آن لب بخط سبز بجائی دیدم
  3. شمارهٔ ۱۰۳ - شیخ سعدی فرمایدخرما نتوان خورد ازین خارکه کشتیم
  4. شمارهٔ ۱۰۴ - وله ایضاباد گلبوی سحر خوش میوزد خیر ای ندیم
  5. شمارهٔ ۱۰۵ - وله ایضارفیق مهربان و یار همدم
  6. شمارهٔ ۱۰۶ - سلمان ساوجی فرمایددوش در سودای زلف و چشم جانان بوده ام
  7. شمارهٔ ۱۰۷ - ایضا او فرمایدبه چشمانت که تا رفتی ز چشمم بی‌خور و خوابم
  8. شمارهٔ ۱۰۸ - سید نعمت الله فرمایدمائیم کز جهان غم دلبر گرفته ایم
همه‌ی غزلیات ←

نظام قاری درباره‌ی نظام قاری

نظام‌الدین محمود بن امیر احمد قاری یزدی معروف به «نظام قاری» شاعر سدهٔ نهم هجری است که دیوانی به نام «دیوان البسه» به تقلید از دیوان اطعمهٔ بسحق اطعمهٔ شیرازی ساخته است و در آن به پوشاک مردم زمانهٔ خویش پرداخته است. از وی ذکری در تذکره‌ها نیامده و از زندگانی وی اطلاعات زیادی در دست نیست. مطابق تحقیقی که ادوارد براون ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.