پرش به محتوای اصلی
نظام قاری نظام قاری

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۶ - سلمان ساوجی فرماید

دوش در سودای زلف و چشم جانان بوده ام

شب همه شب تا سحر مست و پریشان بوده ام

در جواب آن

برنهالی مجرح دوش غلطان بوده ام

تا سحر با جامه خواب افتان و خیزان بوده ام

با نگارستان زیلوو حصیر زرفشان

که ببستان جلوه گر که در گلستان بوده ام

گاه نقش آرای آرایش بانگیز خیال

گاه در حجله تتق بند عروسان بوده ام

هردم از پشتی والای زرافشان آمده

چون صبا با گل سحردست و گریبان بوده ام

از هوای بندقی گردیده ام عمری بسر

و زخیال زوده قرنی در صفاهان بوده ام

در زمستان گشته ام پیوسته سرگرم برک

در بهاران واله روسی و کتان بوده ام

در جهان زیرافکنی نبود بسان نرمدست

بشنو این از من که عمری در پی آن بوده ام

بوی مشک و عنبر از جیب آید ایقاری چرا

زانکه اطلس را چو مجمر زیر دامان بوده ام

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۸ - سید نعمت الله فرمایدمائیم کز جهان غم دلبر گرفته ایم
  2. شمارهٔ ۱۰۹ - شیخ کمال الدین خجند فرمایدشب که زحسرت رخت روی بماه کرده ام
  3. شمارهٔ ۱۱۰ - خواجه عماد فرمایدگدای حضرت اوباش و پادشاهی کن
  4. شمارهٔ ۱۱۱ - خواجو فرمایدیارب زباغ وصل نسیمی بمن رسان
  5. شمارهٔ ۱۱۲ - لاادری قائلهدر بدخشان لعل اگر از سنگ می‌آید برون
  6. شمارهٔ ۱۱۳ - خواجو فرمایدنرگس چشمت قبله مستان
  7. شمارهٔ ۱۱۴ - امیرحسن دهلوی فرمایدچه خوشست از دو چشمت نظری بناز کردن
  8. شمارهٔ ۱۱۵ - سلمان ساوجی فرمایدچو دیده در طلبت واجبست گردیدن
همه‌ی غزلیات ←

نظام قاری درباره‌ی نظام قاری

نظام‌الدین محمود بن امیر احمد قاری یزدی معروف به «نظام قاری» شاعر سدهٔ نهم هجری است که دیوانی به نام «دیوان البسه» به تقلید از دیوان اطعمهٔ بسحق اطعمهٔ شیرازی ساخته است و در آن به پوشاک مردم زمانهٔ خویش پرداخته است. از وی ذکری در تذکره‌ها نیامده و از زندگانی وی اطلاعات زیادی در دست نیست. مطابق تحقیقی که ادوارد براون ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.