پرش به محتوای اصلی
نظام قاری نظام قاری

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۲ - لاادری قائله

در بدخشان لعل اگر از سنگ می‌آید برون

آب رکنی چون شکر از تنگ می‌آید برون

در جواب آن

پیش درزی جامه کز تنگ می‌آید برون

چند تنقیصم دهد از سنگ می‌آید برون

یادم آرد ار برآن نرمدست چون حریر

ناله ابریشمی کز چنگ می‌آید برون

دستگاه صبغه الله از خم نیلی نگر

هر سحر کاین اطلس گلرنگ می‌آید برون

آب رکنی از دل خارا چو حبرماویست

یا خشیشی جامه کز تنگ می‌آید برون

آنکه بودش صوف و اطلس از همه نوعی به جهد

این زمان از عهده خود رنگ می‌آید برون

فوطه شیر و شکر از تنگه بازارگان

در لطفات چون شکر از تنگ می‌آید برون

می‌رسد از تنگنا کتان پرپهنا به خلق

چون به قاری می‌رسد پرتنگ می‌آید برون

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۴ - امیرحسن دهلوی فرمایدچه خوشست از دو چشمت نظری بناز کردن
  2. شمارهٔ ۱۱۵ - سلمان ساوجی فرمایدچو دیده در طلبت واجبست گردیدن
  3. شمارهٔ ۱۱۶ - خواجه عماد فقیه فرمایدبجان آمد دل تنگم زدست عقل سرگردان
  4. شمارهٔ ۱۱۷ - مولانا عبید زاکانی فرمایدجمال یار و اشک من گلست آن و گلابست این
  5. شمارهٔ ۱۱۸ - خواجه حافظ فرمایدبالا بلند عشوه گر نقش بازمن
  6. شمارهٔ ۱۱۹ - ایضا خواجه حافظ فرمایدمزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو
  7. شمارهٔ ۱۲۰ - ایضا مولانا حافظ فرمایدوصال او زعمر جاودان به
  8. شمارهٔ ۱۲۱ - من ابکار افکارهخوشست جامه بریدن برون زاندازه
همه‌ی غزلیات ←

نظام قاری درباره‌ی نظام قاری

نظام‌الدین محمود بن امیر احمد قاری یزدی معروف به «نظام قاری» شاعر سدهٔ نهم هجری است که دیوانی به نام «دیوان البسه» به تقلید از دیوان اطعمهٔ بسحق اطعمهٔ شیرازی ساخته است و در آن به پوشاک مردم زمانهٔ خویش پرداخته است. از وی ذکری در تذکره‌ها نیامده و از زندگانی وی اطلاعات زیادی در دست نیست. مطابق تحقیقی که ادوارد براون ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.