پرش به محتوای اصلی
نظام قاری نظام قاری

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۸ - خواجه حافظ فرماید

بالا بلند عشوه گر نقش بازمن

کوتاه کرد قصه عمر دراز من

در جواب آن

تخفیفه فراخ بر سر فراز من

کوتاه کرد قصه عمر دراز من

آیا زد رزی آن فرجی کی رسد که او

گردد بآستین گرم کار سازمن

کردم به بی ازاری خود دامنی فرو

غماز بود چاک عیان کرد راز من

خاصم ببر گرفته بامید ارمکی

تا کی شود قرین حقیقت مجاز من

آنصوف سبز چون نگرم دگمها بر او

گویم نگاه کن ببر سرو ناز من

ترسم شوم برهنه زطاعت که میبرد

ناپاکی لباس حضور نماز من

قاری بغیر حجله رخت زفاف نیست

بالا بلند عشوه گر نقش باز من

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۰ - ایضا مولانا حافظ فرمایدوصال او زعمر جاودان به
  2. شمارهٔ ۱۲۱ - من ابکار افکارهخوشست جامه بریدن برون زاندازه
  3. شمارهٔ ۱۲۲ - امیرحسن دهلوی فرمایدای سرزلف تو سراسر بلا
  4. شمارهٔ ۱۲۳ - شیخ سعدی فرمایداگر بتحفه جانان هزار جان آری
  5. شمارهٔ ۱۲۴ - خواجه حافظ فرمایدای که مهجوری عشاق روا میداری
  6. شمارهٔ ۱۲۵ - سلمان ساوجی فرمایدای در هوای مهرت ذرات کون گردی
  7. شمارهٔ ۱۲۶ - مولانا جلال طبیب فرمایدبده ساقی شراب لایزالی
  8. شمارهٔ ۱۲۷ - مولانا عبیدزاکانی فرمایدافتاده بازم در سر هوائی
همه‌ی غزلیات ←

نظام قاری درباره‌ی نظام قاری

نظام‌الدین محمود بن امیر احمد قاری یزدی معروف به «نظام قاری» شاعر سدهٔ نهم هجری است که دیوانی به نام «دیوان البسه» به تقلید از دیوان اطعمهٔ بسحق اطعمهٔ شیرازی ساخته است و در آن به پوشاک مردم زمانهٔ خویش پرداخته است. از وی ذکری در تذکره‌ها نیامده و از زندگانی وی اطلاعات زیادی در دست نیست. مطابق تحقیقی که ادوارد براون ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.