پرش به محتوای اصلی
نظام قاری نظام قاری

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۷ - مولانا عبیدزاکانی فرماید

افتاده بازم در سر هوائی

دل باز دارد میلی بجائی

در جواب او

دل بازکردست فکر قبائی

باصوف دارد روی صفائی

ارمک امیری صوفک نقیری

اطلس چوشاهی کاسر گدائی

یارست جبه اغیار تشریف

کین هست مخفی او خود نمائی

همتای کتان گو دلفریبی

مانند روسی گو جانفزائی

تا دور گشتست دستارم از سر

افتاده بازم در سر هوائی

ایمن زانبوه شد وزعمارت

هرکو زخیمه دارد سرائی

آنرخت قاری گو کز کم وذیل

دروی توانیم زد دست و پائی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۹ - سلمان ساوجی فرمایدگفتم خیال وصلت گفتا بخواب بینی
  2. شمارهٔ ۱۳۰ - شیخ سعدی فرمایدچون تنک نباشد دل مسکین حمامی
  3. شمارهٔ ۱۳۱ - وله ایضاای مقنعه و شده مرا صبحی و شامی
  4. شمارهٔ ۱۳۲ - شیخ کمال الدین خجند فرمایدهر لحظه بغمزه دل ریشم چه خراشی
  5. شمارهٔ ۱۳۳ - سلمان ساوجی فرمایدزسودای رخ و زلفش غمی دارم شبانروزی
  6. شمارهٔ ۱۳۴ - سلمان فرمایدهر مختصر چه داند آئین عشقباری
  7. شمارهٔ ۱۳۵ - خواجه حافظ فرمایدوقت را غنیمت دان آنقدر که بتوانی
  8. شمارهٔ ۱۳۶ - سید جلال الدین عضد فرمایدای برگ گل سوری از خار مکن دوری
همه‌ی غزلیات ←

نظام قاری درباره‌ی نظام قاری

نظام‌الدین محمود بن امیر احمد قاری یزدی معروف به «نظام قاری» شاعر سدهٔ نهم هجری است که دیوانی به نام «دیوان البسه» به تقلید از دیوان اطعمهٔ بسحق اطعمهٔ شیرازی ساخته است و در آن به پوشاک مردم زمانهٔ خویش پرداخته است. از وی ذکری در تذکره‌ها نیامده و از زندگانی وی اطلاعات زیادی در دست نیست. مطابق تحقیقی که ادوارد براون ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.