پرش به محتوای اصلی
نظام قاری نظام قاری

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۶ - مولانا جلال طبیب فرماید

بده ساقی شراب لایزالی

بدست عاشقان لاابالی

در جواب آن

زبالاافکن شرب و نهالی

شدم سرپا برهنه لاابالی

بدستان آن علم از زر نظرکن

کان الشمس فی جوف الهلال

کسی کز رخت کهنه حسن نوجست

اضاع العمر فی طلب المحال

هوای حجله داری شب مکن خواب

و من طلب العلی سهر اللیالی

درر از بحر حبر موج زن جوی

یغوص البحر من طلب اللالی

اگر خواهی بزرگی بغچه میکش

بقدر الکد یکتسب المعالی

چو گیرم آستینهای سقرلاط

فما اذری یمینی عن شمالی

مشلشل نیز هم در پرده میگفت

ووافقنی اذا شوشت حالی

زخاک ره بخرگه گفته زیلو

ترحم ذلتی یاذالمعالی

عمل کن بر بنات فکر قاری

که تا ازین نمط خصمان بمالی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۸ - شیخ کمال الدین خجند فرمایددرین پستی گر آنمه را نیابی
  2. شمارهٔ ۱۲۹ - سلمان ساوجی فرمایدگفتم خیال وصلت گفتا بخواب بینی
  3. شمارهٔ ۱۳۰ - شیخ سعدی فرمایدچون تنک نباشد دل مسکین حمامی
  4. شمارهٔ ۱۳۱ - وله ایضاای مقنعه و شده مرا صبحی و شامی
  5. شمارهٔ ۱۳۲ - شیخ کمال الدین خجند فرمایدهر لحظه بغمزه دل ریشم چه خراشی
  6. شمارهٔ ۱۳۳ - سلمان ساوجی فرمایدزسودای رخ و زلفش غمی دارم شبانروزی
  7. شمارهٔ ۱۳۴ - سلمان فرمایدهر مختصر چه داند آئین عشقباری
  8. شمارهٔ ۱۳۵ - خواجه حافظ فرمایدوقت را غنیمت دان آنقدر که بتوانی
همه‌ی غزلیات ←

نظام قاری درباره‌ی نظام قاری

نظام‌الدین محمود بن امیر احمد قاری یزدی معروف به «نظام قاری» شاعر سدهٔ نهم هجری است که دیوانی به نام «دیوان البسه» به تقلید از دیوان اطعمهٔ بسحق اطعمهٔ شیرازی ساخته است و در آن به پوشاک مردم زمانهٔ خویش پرداخته است. از وی ذکری در تذکره‌ها نیامده و از زندگانی وی اطلاعات زیادی در دست نیست. مطابق تحقیقی که ادوارد براون ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.