پرش به محتوای اصلی
نظام قاری نظام قاری

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۵ - سلمان ساوجی فرماید

ای در هوای مهرت ذرات کون گردی

وی از صفات چهرت جنات عدن وردی

در جواب آن

ای در هوای الباغ ذرات پنبه گردی

با گلستان کمخا بستان شرب وردی

معجر زگرد یزدی مفکن زپیشوازت

میترسم از نشستن بر دامن تو گردی

هر رو بهی چه داند قدر سمور و سنجاب

در عشق ما چه باید مردی و شیرمردی

تکیه نمد براهت برخاک ره نشینی

زیلوچه برامیدت چون بقچه هرزه گردی

از یقه و گریبان هر جاست گیر و داری

و زخود و درع و جوشن در هر طرف نبردی

سریافت شور دستار دل درد زخم جامه

در هر سریست شوری در هر دلیست دردی

والای آل و کاهی در وصف هر دو قاری

آن است نیمروزی وین آفتاب زردی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۷ - مولانا عبیدزاکانی فرمایدافتاده بازم در سر هوائی
  2. شمارهٔ ۱۲۸ - شیخ کمال الدین خجند فرمایددرین پستی گر آنمه را نیابی
  3. شمارهٔ ۱۲۹ - سلمان ساوجی فرمایدگفتم خیال وصلت گفتا بخواب بینی
  4. شمارهٔ ۱۳۰ - شیخ سعدی فرمایدچون تنک نباشد دل مسکین حمامی
  5. شمارهٔ ۱۳۱ - وله ایضاای مقنعه و شده مرا صبحی و شامی
  6. شمارهٔ ۱۳۲ - شیخ کمال الدین خجند فرمایدهر لحظه بغمزه دل ریشم چه خراشی
  7. شمارهٔ ۱۳۳ - سلمان ساوجی فرمایدزسودای رخ و زلفش غمی دارم شبانروزی
  8. شمارهٔ ۱۳۴ - سلمان فرمایدهر مختصر چه داند آئین عشقباری
همه‌ی غزلیات ←

نظام قاری درباره‌ی نظام قاری

نظام‌الدین محمود بن امیر احمد قاری یزدی معروف به «نظام قاری» شاعر سدهٔ نهم هجری است که دیوانی به نام «دیوان البسه» به تقلید از دیوان اطعمهٔ بسحق اطعمهٔ شیرازی ساخته است و در آن به پوشاک مردم زمانهٔ خویش پرداخته است. از وی ذکری در تذکره‌ها نیامده و از زندگانی وی اطلاعات زیادی در دست نیست. مطابق تحقیقی که ادوارد براون ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.