پرش به محتوای اصلی
نظام قاری نظام قاری

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۴ - خواجه حافظ فرماید

ای که مهجوری عشاق روا میداری

عاشقانرا زبر خویش جدا میداری

در جواب آن

ای فلک چند مرا بیسرو پا میداری

یقه وار از همه رختم بقفا میداری

پوستین را مکن از روی بهر حال جدا

بجز عشاق زاحباب روا میداری؟

مکن ایخواجه زتشریف تکبر بر ما

بامیدی که بدستار و قبا میداری

میزند یادت از آنرو که چو رخت گرما

پوشنی را زبر خویش جدا میداری

همچو ارباب فتوت منشین بی تنبان

گرتو از دامن با چاک حیا میداری

ایقدک نیست فراویز خشیشی حد تو

عرض خود میبری و زحمت ما میداری

قاری از چرخ بجز دلق کبودت نرسید

از که مینالی و فریاد چرا میداری

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۶ - مولانا جلال طبیب فرمایدبده ساقی شراب لایزالی
  2. شمارهٔ ۱۲۷ - مولانا عبیدزاکانی فرمایدافتاده بازم در سر هوائی
  3. شمارهٔ ۱۲۸ - شیخ کمال الدین خجند فرمایددرین پستی گر آنمه را نیابی
  4. شمارهٔ ۱۲۹ - سلمان ساوجی فرمایدگفتم خیال وصلت گفتا بخواب بینی
  5. شمارهٔ ۱۳۰ - شیخ سعدی فرمایدچون تنک نباشد دل مسکین حمامی
  6. شمارهٔ ۱۳۱ - وله ایضاای مقنعه و شده مرا صبحی و شامی
  7. شمارهٔ ۱۳۲ - شیخ کمال الدین خجند فرمایدهر لحظه بغمزه دل ریشم چه خراشی
  8. شمارهٔ ۱۳۳ - سلمان ساوجی فرمایدزسودای رخ و زلفش غمی دارم شبانروزی
همه‌ی غزلیات ←

نظام قاری درباره‌ی نظام قاری

نظام‌الدین محمود بن امیر احمد قاری یزدی معروف به «نظام قاری» شاعر سدهٔ نهم هجری است که دیوانی به نام «دیوان البسه» به تقلید از دیوان اطعمهٔ بسحق اطعمهٔ شیرازی ساخته است و در آن به پوشاک مردم زمانهٔ خویش پرداخته است. از وی ذکری در تذکره‌ها نیامده و از زندگانی وی اطلاعات زیادی در دست نیست. مطابق تحقیقی که ادوارد براون ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.