پرش به محتوای اصلی
نظام قاری نظام قاری

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۹ - سلمان ساوجی فرماید

گفتم خیال وصلت گفتا بخواب بینی

گفتم مثال رویت گفتا در آب بینی

در جواب آن

گفتم خیال تشریف گفتا بخواب بینی

گفتم مثال سنجاب گفتا در آب بینی

گفتم زهی میان بند گفتا که در میانست

گفتم نقاب پرده گفتا حجاب بینی

گفتم چگونه باشد در خواب شده دیدن

گفتا که خویشترادر پیچ و تاب بینی

گفتم که زیر روسی والای آل دیدم

گفتا باوج کردون برق و سحاب بینی

گفتم مشلشل از چیست در جامهای زربفت

گفتانه در گلستان هر سو غراب بینی

گفتم زصوف مشکین شد روز روشنم شب

گفتا نگر بکرباس تا ماهتاب بینی

گفتم برخت قاری پرداخت این سخنها

گفتا مبارکت باد ثوب ثواب بینی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۱ - وله ایضاای مقنعه و شده مرا صبحی و شامی
  2. شمارهٔ ۱۳۲ - شیخ کمال الدین خجند فرمایدهر لحظه بغمزه دل ریشم چه خراشی
  3. شمارهٔ ۱۳۳ - سلمان ساوجی فرمایدزسودای رخ و زلفش غمی دارم شبانروزی
  4. شمارهٔ ۱۳۴ - سلمان فرمایدهر مختصر چه داند آئین عشقباری
  5. شمارهٔ ۱۳۵ - خواجه حافظ فرمایدوقت را غنیمت دان آنقدر که بتوانی
  6. شمارهٔ ۱۳۶ - سید جلال الدین عضد فرمایدای برگ گل سوری از خار مکن دوری
  7. شمارهٔ ۱۳۷ - و من بدایع افکارهای روز و شبت از رخت اکسونی و دیباجی
همه‌ی غزلیات ←

نظام قاری درباره‌ی نظام قاری

نظام‌الدین محمود بن امیر احمد قاری یزدی معروف به «نظام قاری» شاعر سدهٔ نهم هجری است که دیوانی به نام «دیوان البسه» به تقلید از دیوان اطعمهٔ بسحق اطعمهٔ شیرازی ساخته است و در آن به پوشاک مردم زمانهٔ خویش پرداخته است. از وی ذکری در تذکره‌ها نیامده و از زندگانی وی اطلاعات زیادی در دست نیست. مطابق تحقیقی که ادوارد براون ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.