پرش به محتوای اصلی
نظام قاری نظام قاری

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۴ - سلمان فرماید

هر مختصر چه داند آئین عشقباری

کی در هوا مگس را باشد مجال بازی

در جواب آن

ارمک بپوش و از حق میخواه جان درازی

دستار بندقی بند از بهر سرفرازی

آن تارها بچنگست از تار و پود والا

زان روی اینهمه نقش دارد بپرده سازی

والای پرمگس کی باشد چو سینه باز

کی درهوا مگس را باشد مجال بازی

کی باشدت صفائی ایخواجه در مصلا

در سعدی از نگردد رخت دلت نمازی

گر صاحب تمیزی بردار دامن از خاک

ضایع مکن لباست چون کودکان ببازی

عمر منست دستار میخواهمش همیشه

آن کیست کو نخواهد عمری بدین درازی

قاری حقیقتی دان کردن ببر سقرلاط

تفتیک راو ماشا هر دو شمر مجازی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۶ - سید جلال الدین عضد فرمایدای برگ گل سوری از خار مکن دوری
  2. شمارهٔ ۱۳۷ - و من بدایع افکارهای روز و شبت از رخت اکسونی و دیباجی
همه‌ی غزلیات ←

نظام قاری درباره‌ی نظام قاری

نظام‌الدین محمود بن امیر احمد قاری یزدی معروف به «نظام قاری» شاعر سدهٔ نهم هجری است که دیوانی به نام «دیوان البسه» به تقلید از دیوان اطعمهٔ بسحق اطعمهٔ شیرازی ساخته است و در آن به پوشاک مردم زمانهٔ خویش پرداخته است. از وی ذکری در تذکره‌ها نیامده و از زندگانی وی اطلاعات زیادی در دست نیست. مطابق تحقیقی که ادوارد براون ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.