پرش به محتوای اصلی
نظام قاری نظام قاری

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۵ - خواجه حافظ فرماید

وقت را غنیمت دان آنقدر که بتوانی

حاصل از حیات جان ایندمست تا دانی

در جواب آن

ای که ده جهت داری جامه زمستانی

بر تن خودت کن بار آنقدر که بتوانی

بر نهالی اطلس چون دهی شب آسایش

حاصل از حیات جان آندمست تا دانی

پیش رخت ابیاری گفت راز مخفی دان

با طبیب نامحرم حال راز پنهانی

دل ز معجر روبند گوش داشت دانستم

چشم‌بند ِ زردوزی می‌برد به پیشانی

هر که رخت سرما را غم نخورد نادم شد

عاقلا مکن کاری کآورد پشیمانی

پیر خرقه ات گویم پیشک از ره کسوت

هر زمان که در پوشی رخت صوف جرجانی

رخت صوفک ایقاری داد تو نخواهد داد

جهد کن که از ارمک داد خویش بستانی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۷ - و من بدایع افکارهای روز و شبت از رخت اکسونی و دیباجی
همه‌ی غزلیات ←

نظام قاری درباره‌ی نظام قاری

نظام‌الدین محمود بن امیر احمد قاری یزدی معروف به «نظام قاری» شاعر سدهٔ نهم هجری است که دیوانی به نام «دیوان البسه» به تقلید از دیوان اطعمهٔ بسحق اطعمهٔ شیرازی ساخته است و در آن به پوشاک مردم زمانهٔ خویش پرداخته است. از وی ذکری در تذکره‌ها نیامده و از زندگانی وی اطلاعات زیادی در دست نیست. مطابق تحقیقی که ادوارد براون ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.