پرش به محتوای اصلی
نظام قاری نظام قاری

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۳ - سلمان ساوجی فرماید

زسودای رخ و زلفش غمی دارم شبانروزی

مرا صبح وصال او نمیگردد شبی روزی

در جواب آن

قبای چارقب کورا را بر آتش بهر زرسوزی

بلای اینچنین باشد زسودای زراندوزی

تو نقشی کز اتو خواهی بخلعتهای آژیده

بناخن میتوان کردن چرا چندین همی سوزی

قبای قاقم ای فرا بقد صوف کوتا هست

مگر از قندس آری وصله بر دامنش دوزی

برک را از کلاه موردی همواره سرسبزیست

میان بند کتان دارد زصوف سبر پیروزی

همان با جامه والا بخور عودو عنبر کرد

که بر گل بر سحرگاهان نسیم باد نوروزی

معرف آستین را گو میفشان بر من عریان

گهی کزنور تشریف کریمان محفل افروزی

بکرباس قدک شد خرج نقد کیسه عمرت

مگر ارمک بدست آری و زان عمری نواندوزی

بخرگه روکه از شاهان کمربندی فراگیری

بیا در خانه کز قاری قبا پوشی بیاموزی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۵ - خواجه حافظ فرمایدوقت را غنیمت دان آنقدر که بتوانی
  2. شمارهٔ ۱۳۶ - سید جلال الدین عضد فرمایدای برگ گل سوری از خار مکن دوری
  3. شمارهٔ ۱۳۷ - و من بدایع افکارهای روز و شبت از رخت اکسونی و دیباجی
همه‌ی غزلیات ←

نظام قاری درباره‌ی نظام قاری

نظام‌الدین محمود بن امیر احمد قاری یزدی معروف به «نظام قاری» شاعر سدهٔ نهم هجری است که دیوانی به نام «دیوان البسه» به تقلید از دیوان اطعمهٔ بسحق اطعمهٔ شیرازی ساخته است و در آن به پوشاک مردم زمانهٔ خویش پرداخته است. از وی ذکری در تذکره‌ها نیامده و از زندگانی وی اطلاعات زیادی در دست نیست. مطابق تحقیقی که ادوارد براون ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.