پرش به محتوای اصلی
نظام قاری نظام قاری

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۷ - مولانا عبید زاکانی فرماید

جمال یار و اشک من گلست آن و گلابست این

وصال او و فکر ما خیالست آن و خوابست این

در جواب آن

دو صنج حمل را بنگر مهست آن آفتابست این

بروی آن شمط معجر سپهر است آن سحابست این

بتشریف خشیشی گر ببینی قبه دگمه

شود اینمعنیت روشن که آبست آن حبابست این

خیال بیرمی باریک می بستم که بخشیدم

خط مخفی چو بر خواندم خیالست آن و خوابست این

بحبر سبر چون گردد قرین صوف سفید آندم

بداند کهل ابیاری که شیخست آن و شابست این

زجیب خرقه کهنه چویابی کیسه نقدی

چه دانم من خرد داند که گنجست آن خرابست این

از آنسو خشخش مخفی ازینسو شق شق مدفون

شنو این رمز از قاری سوالست آن جوابست این

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۹ - ایضا خواجه حافظ فرمایدمزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو
  2. شمارهٔ ۱۲۰ - ایضا مولانا حافظ فرمایدوصال او زعمر جاودان به
  3. شمارهٔ ۱۲۱ - من ابکار افکارهخوشست جامه بریدن برون زاندازه
  4. شمارهٔ ۱۲۲ - امیرحسن دهلوی فرمایدای سرزلف تو سراسر بلا
  5. شمارهٔ ۱۲۳ - شیخ سعدی فرمایداگر بتحفه جانان هزار جان آری
  6. شمارهٔ ۱۲۴ - خواجه حافظ فرمایدای که مهجوری عشاق روا میداری
  7. شمارهٔ ۱۲۵ - سلمان ساوجی فرمایدای در هوای مهرت ذرات کون گردی
  8. شمارهٔ ۱۲۶ - مولانا جلال طبیب فرمایدبده ساقی شراب لایزالی
همه‌ی غزلیات ←

نظام قاری درباره‌ی نظام قاری

نظام‌الدین محمود بن امیر احمد قاری یزدی معروف به «نظام قاری» شاعر سدهٔ نهم هجری است که دیوانی به نام «دیوان البسه» به تقلید از دیوان اطعمهٔ بسحق اطعمهٔ شیرازی ساخته است و در آن به پوشاک مردم زمانهٔ خویش پرداخته است. از وی ذکری در تذکره‌ها نیامده و از زندگانی وی اطلاعات زیادی در دست نیست. مطابق تحقیقی که ادوارد براون ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.