پرش به محتوای اصلی
نظام قاری نظام قاری

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۲ - امیرحسن دهلوی فرماید

ای سرزلف تو سراسر بلا

هر دو لبت نیز بلا بر بلا

در جواب او

ای قد سنجاب سراسر بلا

صوف ببالاش بلا بر بلا

رخت طلا دوز که میسوزیش

میرسدش از جهت زر بلا

هر که بتشریف کتان دوخت چشم

ماند زتشویش طمع در بلا

ترک کلاه نمد خود مگوی

تانکشی از پی افسر بلا

موزه تنگست دمادم تعب

پیچش دستار سراسر بلا

دامک و سربند بگویم که چیست

نام یکی آفت و دیگر بلا

بهر قدک میکشم از رنگرز

جور زقاری و زگازر بلا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۴ - خواجه حافظ فرمایدای که مهجوری عشاق روا میداری
  2. شمارهٔ ۱۲۵ - سلمان ساوجی فرمایدای در هوای مهرت ذرات کون گردی
  3. شمارهٔ ۱۲۶ - مولانا جلال طبیب فرمایدبده ساقی شراب لایزالی
  4. شمارهٔ ۱۲۷ - مولانا عبیدزاکانی فرمایدافتاده بازم در سر هوائی
  5. شمارهٔ ۱۲۸ - شیخ کمال الدین خجند فرمایددرین پستی گر آنمه را نیابی
  6. شمارهٔ ۱۲۹ - سلمان ساوجی فرمایدگفتم خیال وصلت گفتا بخواب بینی
  7. شمارهٔ ۱۳۰ - شیخ سعدی فرمایدچون تنک نباشد دل مسکین حمامی
  8. شمارهٔ ۱۳۱ - وله ایضاای مقنعه و شده مرا صبحی و شامی
همه‌ی غزلیات ←

نظام قاری درباره‌ی نظام قاری

نظام‌الدین محمود بن امیر احمد قاری یزدی معروف به «نظام قاری» شاعر سدهٔ نهم هجری است که دیوانی به نام «دیوان البسه» به تقلید از دیوان اطعمهٔ بسحق اطعمهٔ شیرازی ساخته است و در آن به پوشاک مردم زمانهٔ خویش پرداخته است. از وی ذکری در تذکره‌ها نیامده و از زندگانی وی اطلاعات زیادی در دست نیست. مطابق تحقیقی که ادوارد براون ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.