پرش به محتوای اصلی
نظام قاری نظام قاری

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۹ - ایضا خواجه حافظ فرماید

مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو

یادم از کشته خویش آمد و هنگام درو

در جواب آن

چرخ سنجاب شمارو دم قاقم مه نو

ایدل از راه بدین ابلق بیراه مرو

گرزنم دست در آن دگمه زر بفروشم

خرمن مه بجوی خوشه پروین بدوجو

گرد فانوس بگردان زتکلف والا

گز چراغ تو بخورشید رسد صد پرتو

خام شوکن که بیابی تو ثبات از کرباس

سخن پخته پرداخته از من بشنو

زیر و بالا نگر آن خسروی والا را

کاتحادی شده شیرین زنوش با خسرو

دید درزی شده از دست بدر خرمیم

گفت با اینهمه از حبچه نومید مشو

آتش قرمزی افروخته میسوزد رخت

صوف کو خرقه پشمینه بینداز و برو

چشم بد دور ازان دگمه که در عرصه جیب

بیدقی راند که برد از مه و خورشید گرو

چون شود خاک تن قاری و پوسیده کفن

شنوی بوی بصندوق وی از جامه نو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۱ - من ابکار افکارهخوشست جامه بریدن برون زاندازه
  2. شمارهٔ ۱۲۲ - امیرحسن دهلوی فرمایدای سرزلف تو سراسر بلا
  3. شمارهٔ ۱۲۳ - شیخ سعدی فرمایداگر بتحفه جانان هزار جان آری
  4. شمارهٔ ۱۲۴ - خواجه حافظ فرمایدای که مهجوری عشاق روا میداری
  5. شمارهٔ ۱۲۵ - سلمان ساوجی فرمایدای در هوای مهرت ذرات کون گردی
  6. شمارهٔ ۱۲۶ - مولانا جلال طبیب فرمایدبده ساقی شراب لایزالی
  7. شمارهٔ ۱۲۷ - مولانا عبیدزاکانی فرمایدافتاده بازم در سر هوائی
  8. شمارهٔ ۱۲۸ - شیخ کمال الدین خجند فرمایددرین پستی گر آنمه را نیابی
همه‌ی غزلیات ←

نظام قاری درباره‌ی نظام قاری

نظام‌الدین محمود بن امیر احمد قاری یزدی معروف به «نظام قاری» شاعر سدهٔ نهم هجری است که دیوانی به نام «دیوان البسه» به تقلید از دیوان اطعمهٔ بسحق اطعمهٔ شیرازی ساخته است و در آن به پوشاک مردم زمانهٔ خویش پرداخته است. از وی ذکری در تذکره‌ها نیامده و از زندگانی وی اطلاعات زیادی در دست نیست. مطابق تحقیقی که ادوارد براون ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.