پرش به محتوای اصلی
نظام قاری نظام قاری

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۴ - امیرحسن دهلوی فرماید

چه خوشست از دو چشمت نظری بناز کردن

مژه را گشاد دادن در فتنه باز کردن

در جواب آن

چه خوشست بهر پوشش سر بقچه باز کردن

بقبا چو آستین دست هوس دراز کردن

توکه برک که داری علم طلا تمنا

بحد گلیم باید سرپا دراز کردن

کله دو گوشی آور بر بحر حبر مواج

که باین سفینه شاید طلب جهاز کردن

بنه ارروی بمسجد ببر سجاده کیوه

که حضور باید اول پس از ان نماز کردن

چه کشی زلای دامن بلباس در زمستان

نتوان بروز باران زنم احتراز کردن

گله از گزی بوالا مکن ای گلی که عیبست

بحضور نازنینان غم دل دراز کردن

چو خراب کفش دستار شده واجبست قاری

خطر نشیب دیدن حذر از فراز کردن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۶ - خواجه عماد فقیه فرمایدبجان آمد دل تنگم زدست عقل سرگردان
  2. شمارهٔ ۱۱۷ - مولانا عبید زاکانی فرمایدجمال یار و اشک من گلست آن و گلابست این
  3. شمارهٔ ۱۱۸ - خواجه حافظ فرمایدبالا بلند عشوه گر نقش بازمن
  4. شمارهٔ ۱۱۹ - ایضا خواجه حافظ فرمایدمزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو
  5. شمارهٔ ۱۲۰ - ایضا مولانا حافظ فرمایدوصال او زعمر جاودان به
  6. شمارهٔ ۱۲۱ - من ابکار افکارهخوشست جامه بریدن برون زاندازه
  7. شمارهٔ ۱۲۲ - امیرحسن دهلوی فرمایدای سرزلف تو سراسر بلا
  8. شمارهٔ ۱۲۳ - شیخ سعدی فرمایداگر بتحفه جانان هزار جان آری
همه‌ی غزلیات ←

نظام قاری درباره‌ی نظام قاری

نظام‌الدین محمود بن امیر احمد قاری یزدی معروف به «نظام قاری» شاعر سدهٔ نهم هجری است که دیوانی به نام «دیوان البسه» به تقلید از دیوان اطعمهٔ بسحق اطعمهٔ شیرازی ساخته است و در آن به پوشاک مردم زمانهٔ خویش پرداخته است. از وی ذکری در تذکره‌ها نیامده و از زندگانی وی اطلاعات زیادی در دست نیست. مطابق تحقیقی که ادوارد براون ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.