پرش به محتوای اصلی
نظام قاری نظام قاری

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۵ - سلمان ساوجی فرماید

چو دیده در طلبت واجبست گردیدن

سرشک را بهمه جانبی دوانیدن

در جواب آن

ببر چو معجر روسی گرفت لرزیدن

عمامه خواست زعشقش بسر بگردیدن

بپوستین تن لرزان مابدی در یاب

زما بود همه لخشیدن از تو بخشیدن

زپیر خرقه شنیدم که هست راه نجات

چو پنبه آستر و روبهم رسانیدن

توان فروختن از بهر خوردنی دستار

ولی بسر که تواند مبار پیچیدن

زطبع من صفت گوی پیشواز طلب

که کار اوست درین باب در چکانیدن

مدر حصیر و چوزیلو بگوشه ساکن شو

بسان تکیه نمد چند هرزه گردیدن

زقرض هفته چو باید خریدن ارمک و صوف

بنزد قاری از ان به لباس پوشیدن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۷ - مولانا عبید زاکانی فرمایدجمال یار و اشک من گلست آن و گلابست این
  2. شمارهٔ ۱۱۸ - خواجه حافظ فرمایدبالا بلند عشوه گر نقش بازمن
  3. شمارهٔ ۱۱۹ - ایضا خواجه حافظ فرمایدمزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو
  4. شمارهٔ ۱۲۰ - ایضا مولانا حافظ فرمایدوصال او زعمر جاودان به
  5. شمارهٔ ۱۲۱ - من ابکار افکارهخوشست جامه بریدن برون زاندازه
  6. شمارهٔ ۱۲۲ - امیرحسن دهلوی فرمایدای سرزلف تو سراسر بلا
  7. شمارهٔ ۱۲۳ - شیخ سعدی فرمایداگر بتحفه جانان هزار جان آری
  8. شمارهٔ ۱۲۴ - خواجه حافظ فرمایدای که مهجوری عشاق روا میداری
همه‌ی غزلیات ←

نظام قاری درباره‌ی نظام قاری

نظام‌الدین محمود بن امیر احمد قاری یزدی معروف به «نظام قاری» شاعر سدهٔ نهم هجری است که دیوانی به نام «دیوان البسه» به تقلید از دیوان اطعمهٔ بسحق اطعمهٔ شیرازی ساخته است و در آن به پوشاک مردم زمانهٔ خویش پرداخته است. از وی ذکری در تذکره‌ها نیامده و از زندگانی وی اطلاعات زیادی در دست نیست. مطابق تحقیقی که ادوارد براون ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.