پرش به محتوای اصلی
نظام قاری نظام قاری

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۳ - خواجو فرماید

نرگس چشمت قبله مستان

تشنه لعلت باده پرستان

در جواب او

اطلس و کمخا باغ و گلستان

شده و والا شمع و شبستان

در چمن رخت آی که بینی

آب خشیشی گلشن کمسان

نرگس شهلا شرب گل اندام

نسترن و یاس روسی و کتان

دامن از ارمک گرچه کشیدم

آستیش دل برد بدستان

نور سرای عکس شهابی

زهره زهرا اختر تابان

گونه بیرم یا که خورست این

طلعت شمسی یا قمرست آن

گفته قاری کان بلباس است

خلق بدانند وقت زمستان

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۵ - سلمان ساوجی فرمایدچو دیده در طلبت واجبست گردیدن
  2. شمارهٔ ۱۱۶ - خواجه عماد فقیه فرمایدبجان آمد دل تنگم زدست عقل سرگردان
  3. شمارهٔ ۱۱۷ - مولانا عبید زاکانی فرمایدجمال یار و اشک من گلست آن و گلابست این
  4. شمارهٔ ۱۱۸ - خواجه حافظ فرمایدبالا بلند عشوه گر نقش بازمن
  5. شمارهٔ ۱۱۹ - ایضا خواجه حافظ فرمایدمزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو
  6. شمارهٔ ۱۲۰ - ایضا مولانا حافظ فرمایدوصال او زعمر جاودان به
  7. شمارهٔ ۱۲۱ - من ابکار افکارهخوشست جامه بریدن برون زاندازه
  8. شمارهٔ ۱۲۲ - امیرحسن دهلوی فرمایدای سرزلف تو سراسر بلا
همه‌ی غزلیات ←

نظام قاری درباره‌ی نظام قاری

نظام‌الدین محمود بن امیر احمد قاری یزدی معروف به «نظام قاری» شاعر سدهٔ نهم هجری است که دیوانی به نام «دیوان البسه» به تقلید از دیوان اطعمهٔ بسحق اطعمهٔ شیرازی ساخته است و در آن به پوشاک مردم زمانهٔ خویش پرداخته است. از وی ذکری در تذکره‌ها نیامده و از زندگانی وی اطلاعات زیادی در دست نیست. مطابق تحقیقی که ادوارد براون ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.