پرش به محتوای اصلی
نظام قاری نظام قاری

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۱ - خواجو فرماید

یارب زباغ وصل نسیمی بمن رسان

وین خسته را بکام دل خویشتن رسان

در جواب آن

یارب تن مرا زکتان پیرهن رسان

جانست پیرهن زنوم جان بتن رسان

این آستین تیرز از یکدیگر جدا

ای درزی وصال تو با وربدن رسان

صوف مرا زحله ادریس ده صفا

وز مخفیم سلام ببرد یمن رسان

بوی چو عطر پیرهن یوسف ای نسیم

از خرقه رسول بویس قرن رسان

بند قبای غنچه بنفش از بنفشه دوز

والای آل لاله بچتر سمن رسان

تشریفها که برقد اشعار دوختم

آوازه اش بمحفل هر انجمن رسان

قاری باین لباس گلستان نو زگل

بند قباستان و بدوش چمن رسان

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۳ - خواجو فرمایدنرگس چشمت قبله مستان
  2. شمارهٔ ۱۱۴ - امیرحسن دهلوی فرمایدچه خوشست از دو چشمت نظری بناز کردن
  3. شمارهٔ ۱۱۵ - سلمان ساوجی فرمایدچو دیده در طلبت واجبست گردیدن
  4. شمارهٔ ۱۱۶ - خواجه عماد فقیه فرمایدبجان آمد دل تنگم زدست عقل سرگردان
  5. شمارهٔ ۱۱۷ - مولانا عبید زاکانی فرمایدجمال یار و اشک من گلست آن و گلابست این
  6. شمارهٔ ۱۱۸ - خواجه حافظ فرمایدبالا بلند عشوه گر نقش بازمن
  7. شمارهٔ ۱۱۹ - ایضا خواجه حافظ فرمایدمزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو
  8. شمارهٔ ۱۲۰ - ایضا مولانا حافظ فرمایدوصال او زعمر جاودان به
همه‌ی غزلیات ←

نظام قاری درباره‌ی نظام قاری

نظام‌الدین محمود بن امیر احمد قاری یزدی معروف به «نظام قاری» شاعر سدهٔ نهم هجری است که دیوانی به نام «دیوان البسه» به تقلید از دیوان اطعمهٔ بسحق اطعمهٔ شیرازی ساخته است و در آن به پوشاک مردم زمانهٔ خویش پرداخته است. از وی ذکری در تذکره‌ها نیامده و از زندگانی وی اطلاعات زیادی در دست نیست. مطابق تحقیقی که ادوارد براون ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.