پرش به محتوای اصلی
نظام قاری نظام قاری

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۰ - خواجه عماد فرماید

گدای حضرت اوباش و پادشاهی کن

مکن مخالفت او و هر چه خواهی کن

در جواب آن

گدای وصله خیاط باش و شاهی کن

بعاریت مستان رخت و هر چه خواهی کن

نوشته برزه مفتون معقلی خطیست

بجیب دلق که در این لباس شاهی کن

برین نهالی اطلس ببالش زرمهر

که گفت تکیه ده و خواب صبحگاهی کن

بدست صوفی صوف از محرمات همه

که منهیند برو توبه از مناهی کن

طمع بروی سفیدی کی و چشم آویز

چوروی بند شود جامه در سیاهی کن

گرت بود سرو پایی چنانچه دلخواه است

بپوش و سلطنت از ماه تا بماهی کن

که گفت مدحت والا بران مکن قاری

حدیث اطلس گلگون و حبرکاهی کن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۲ - لاادری قائلهدر بدخشان لعل اگر از سنگ می‌آید برون
  2. شمارهٔ ۱۱۳ - خواجو فرمایدنرگس چشمت قبله مستان
  3. شمارهٔ ۱۱۴ - امیرحسن دهلوی فرمایدچه خوشست از دو چشمت نظری بناز کردن
  4. شمارهٔ ۱۱۵ - سلمان ساوجی فرمایدچو دیده در طلبت واجبست گردیدن
  5. شمارهٔ ۱۱۶ - خواجه عماد فقیه فرمایدبجان آمد دل تنگم زدست عقل سرگردان
  6. شمارهٔ ۱۱۷ - مولانا عبید زاکانی فرمایدجمال یار و اشک من گلست آن و گلابست این
  7. شمارهٔ ۱۱۸ - خواجه حافظ فرمایدبالا بلند عشوه گر نقش بازمن
  8. شمارهٔ ۱۱۹ - ایضا خواجه حافظ فرمایدمزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو
همه‌ی غزلیات ←

نظام قاری درباره‌ی نظام قاری

نظام‌الدین محمود بن امیر احمد قاری یزدی معروف به «نظام قاری» شاعر سدهٔ نهم هجری است که دیوانی به نام «دیوان البسه» به تقلید از دیوان اطعمهٔ بسحق اطعمهٔ شیرازی ساخته است و در آن به پوشاک مردم زمانهٔ خویش پرداخته است. از وی ذکری در تذکره‌ها نیامده و از زندگانی وی اطلاعات زیادی در دست نیست. مطابق تحقیقی که ادوارد براون ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.