پرش به محتوای اصلی
نظام قاری نظام قاری

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۹ - شیخ کمال الدین خجند فرماید

شب که زحسرت رخت روی بماه کرده ام

سوخته ماه و زهره را بسته چو آه کرده ام

در جواب آن

هیئات چتر و خیمه را چونکه نگاه کرده ام

گاه نظر بمهرو گه روی بماه کرده ام

هر که برخت خوش مرا کرده تواضعی نخست

درسر و پا و وضع او نیک نگاه کرده ام

در بر هر تنی کند خازن بخت خلعتی

بنده برهنه داشته تا چه گناه کرده ام

کفتمش این جمال تو ای گل اطلس از کجاست

گفته که حاصل اینهمه من زگیاه کرده ام

هست عمامه و کله صورت دلوو ریسمان

نسبت جیب کرد هم بر سر چاه کرده ام

قاری از ین لباسها گشت چو جامه روشناس

کسب زوصف رختها دولت و جاه کرده ام

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۱ - خواجو فرمایدیارب زباغ وصل نسیمی بمن رسان
  2. شمارهٔ ۱۱۲ - لاادری قائلهدر بدخشان لعل اگر از سنگ می‌آید برون
  3. شمارهٔ ۱۱۳ - خواجو فرمایدنرگس چشمت قبله مستان
  4. شمارهٔ ۱۱۴ - امیرحسن دهلوی فرمایدچه خوشست از دو چشمت نظری بناز کردن
  5. شمارهٔ ۱۱۵ - سلمان ساوجی فرمایدچو دیده در طلبت واجبست گردیدن
  6. شمارهٔ ۱۱۶ - خواجه عماد فقیه فرمایدبجان آمد دل تنگم زدست عقل سرگردان
  7. شمارهٔ ۱۱۷ - مولانا عبید زاکانی فرمایدجمال یار و اشک من گلست آن و گلابست این
  8. شمارهٔ ۱۱۸ - خواجه حافظ فرمایدبالا بلند عشوه گر نقش بازمن
همه‌ی غزلیات ←

نظام قاری درباره‌ی نظام قاری

نظام‌الدین محمود بن امیر احمد قاری یزدی معروف به «نظام قاری» شاعر سدهٔ نهم هجری است که دیوانی به نام «دیوان البسه» به تقلید از دیوان اطعمهٔ بسحق اطعمهٔ شیرازی ساخته است و در آن به پوشاک مردم زمانهٔ خویش پرداخته است. از وی ذکری در تذکره‌ها نیامده و از زندگانی وی اطلاعات زیادی در دست نیست. مطابق تحقیقی که ادوارد براون ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.