پرش به محتوای اصلی
نظام قاری نظام قاری

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۸ - سید نعمت الله فرماید

مائیم کز جهان غم دلبر گرفته ایم

دل داده ایم و دامن دلبر گرفته ایم

در جواب آن

ارمک عزیز ماست که در بر گرفته ایم

سر تا بپای او همه در زر گرفته ایم

از پیشک طلا و در دگمهای جیب

محبوب صوف در زر و زیور گرفته ایم

خشبوی جیب اطلس چرخ از بخور ماست

در زیر ذیل خویش چو مجمر گرفته ایم

بگشاده ایم بسته دو صدره عمامه را

عقده نگو نیامده از سر گرفته ایم

صمد بار پیش قحبه والا بشاهدی

در شامگاه شده بچادر گرفته ایم

در جامه خانه دلبر ماهست نرمدست

دل داده ایم و دامن دلبر گرفته ایم

قاری شدند سیر خلایق زاطعمه

روی زمین بالبسه یکسر گرفته ایم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۰ - خواجه عماد فرمایدگدای حضرت اوباش و پادشاهی کن
  2. شمارهٔ ۱۱۱ - خواجو فرمایدیارب زباغ وصل نسیمی بمن رسان
  3. شمارهٔ ۱۱۲ - لاادری قائلهدر بدخشان لعل اگر از سنگ می‌آید برون
  4. شمارهٔ ۱۱۳ - خواجو فرمایدنرگس چشمت قبله مستان
  5. شمارهٔ ۱۱۴ - امیرحسن دهلوی فرمایدچه خوشست از دو چشمت نظری بناز کردن
  6. شمارهٔ ۱۱۵ - سلمان ساوجی فرمایدچو دیده در طلبت واجبست گردیدن
  7. شمارهٔ ۱۱۶ - خواجه عماد فقیه فرمایدبجان آمد دل تنگم زدست عقل سرگردان
  8. شمارهٔ ۱۱۷ - مولانا عبید زاکانی فرمایدجمال یار و اشک من گلست آن و گلابست این
همه‌ی غزلیات ←

نظام قاری درباره‌ی نظام قاری

نظام‌الدین محمود بن امیر احمد قاری یزدی معروف به «نظام قاری» شاعر سدهٔ نهم هجری است که دیوانی به نام «دیوان البسه» به تقلید از دیوان اطعمهٔ بسحق اطعمهٔ شیرازی ساخته است و در آن به پوشاک مردم زمانهٔ خویش پرداخته است. از وی ذکری در تذکره‌ها نیامده و از زندگانی وی اطلاعات زیادی در دست نیست. مطابق تحقیقی که ادوارد براون ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.