پرش به محتوای اصلی
نظام قاری نظام قاری

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۵ - وله ایضا

رفیق مهربان و یار همدم

همه کس دوست میدارند و من هم

در جواب آن

قبای صوف بادستار بیرم

همه کس دوست میدارند من هم

اگر گوئی که میل اطلسم نیست

من ایندعوی نمیدارم مسلم

وگر گوئی که بر مردان روانیست

مصدق دارمت والله اعلم

گزیدن رخت نو بر کهنه رسمست

نه این بدعت من آوردم بعالم

زن ومرد از لباست گشت پیدا

که بنمودت مقنع یا معمم

بغیر از جبه نبود مشفقی کو

رود بر پشت فرزندان آدم

بدستاری منه دل کوبشستن

گزی هر بار از وی میشود کم

مکن پر طاق والا را منقش

که بنیادش نه نبیادیست محکم

بعضو قاری از پشمینه ریشیست

که غیر ازنرمدستش نیست مرهم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۷ - ایضا او فرمایدبه چشمانت که تا رفتی ز چشمم بی‌خور و خوابم
  2. شمارهٔ ۱۰۸ - سید نعمت الله فرمایدمائیم کز جهان غم دلبر گرفته ایم
  3. شمارهٔ ۱۰۹ - شیخ کمال الدین خجند فرمایدشب که زحسرت رخت روی بماه کرده ام
  4. شمارهٔ ۱۱۰ - خواجه عماد فرمایدگدای حضرت اوباش و پادشاهی کن
  5. شمارهٔ ۱۱۱ - خواجو فرمایدیارب زباغ وصل نسیمی بمن رسان
  6. شمارهٔ ۱۱۲ - لاادری قائلهدر بدخشان لعل اگر از سنگ می‌آید برون
  7. شمارهٔ ۱۱۳ - خواجو فرمایدنرگس چشمت قبله مستان
  8. شمارهٔ ۱۱۴ - امیرحسن دهلوی فرمایدچه خوشست از دو چشمت نظری بناز کردن
همه‌ی غزلیات ←

نظام قاری درباره‌ی نظام قاری

نظام‌الدین محمود بن امیر احمد قاری یزدی معروف به «نظام قاری» شاعر سدهٔ نهم هجری است که دیوانی به نام «دیوان البسه» به تقلید از دیوان اطعمهٔ بسحق اطعمهٔ شیرازی ساخته است و در آن به پوشاک مردم زمانهٔ خویش پرداخته است. از وی ذکری در تذکره‌ها نیامده و از زندگانی وی اطلاعات زیادی در دست نیست. مطابق تحقیقی که ادوارد براون ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.