پرش به محتوای اصلی
نظام قاری نظام قاری

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۴ - وله ایضا

باد گلبوی سحر خوش میوزد خیر ای ندیم

بس که خواهد رفت بر بالای خاک مانسیم

در جواب او

رخت بین بر حمل وخیز از جامه خواب ای سلیم

بس که پوشد خلق بیما سالها دلق سلیم

انکه بر دنیا براه از رخت پا انداز رفت

بر صراطش از گذشتن جای تشویشست و بیم

گرچه محرومم درین دار از سقرلاط و سمور

دارم امیدی بخضرو سندس خلد نعیم

قماش مصرنی گور است مروارید گوی

نرم میگو چون غریبست او و در او یتیم

عطسه چون میآیدت دستار بر از سر منه

تو عرقچین دوست داری فوطه فرماید حکیم

انکه تن پوشید و ارمک داد و در بر صوف کرد

هم ببخشد چون بکر باسین کفن باشم رمیم

رخت ابیاری نگر از دگمها بنموده دال

انگله در جیب او چون حلقه اندر دورجیم

رخت سیمک دوزرا نبود رواجی در مزاد

زر مگر در چار قب زآتش برون آید سلیم

تا به کی گویی سخن قاری به وصف البسه

هست این‌ها شستنی استغفرالله العظیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۶ - سلمان ساوجی فرمایددوش در سودای زلف و چشم جانان بوده ام
  2. شمارهٔ ۱۰۷ - ایضا او فرمایدبه چشمانت که تا رفتی ز چشمم بی‌خور و خوابم
  3. شمارهٔ ۱۰۸ - سید نعمت الله فرمایدمائیم کز جهان غم دلبر گرفته ایم
  4. شمارهٔ ۱۰۹ - شیخ کمال الدین خجند فرمایدشب که زحسرت رخت روی بماه کرده ام
  5. شمارهٔ ۱۱۰ - خواجه عماد فرمایدگدای حضرت اوباش و پادشاهی کن
  6. شمارهٔ ۱۱۱ - خواجو فرمایدیارب زباغ وصل نسیمی بمن رسان
  7. شمارهٔ ۱۱۲ - لاادری قائلهدر بدخشان لعل اگر از سنگ می‌آید برون
  8. شمارهٔ ۱۱۳ - خواجو فرمایدنرگس چشمت قبله مستان
همه‌ی غزلیات ←

نظام قاری درباره‌ی نظام قاری

نظام‌الدین محمود بن امیر احمد قاری یزدی معروف به «نظام قاری» شاعر سدهٔ نهم هجری است که دیوانی به نام «دیوان البسه» به تقلید از دیوان اطعمهٔ بسحق اطعمهٔ شیرازی ساخته است و در آن به پوشاک مردم زمانهٔ خویش پرداخته است. از وی ذکری در تذکره‌ها نیامده و از زندگانی وی اطلاعات زیادی در دست نیست. مطابق تحقیقی که ادوارد براون ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.