پرش به محتوای اصلی
نظام قاری نظام قاری

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۳ - شیخ سعدی فرماید

خرما نتوان خورد ازین خارکه کشتیم

دیبا نتوان بافت بدین پشم که رشتیم

در جواب آن

اطلس نتوان دوخت از ین پنبه که کشتیم

کمخا نتوان بافت ازین پشم که رشتیم

با جامه چرکن بسیه چال جحیمیم

با رخت نو پاک ببستان بهشتیم

از دست چو رفت آستی و دامن جامه

کردیم ببر رخت نو و کهنه بهشتیم

از جامه اگر دست بشوئیم عجب نیست

زانروی که بسیار بشستیم و بمشتیم

باشال جلی گفت چودلال فکندش

شاید که ز مشاطه نرنجیم که زشتیم

بردست گرفتیم همه داس زمقراض

بر مزرعه سبز سسقرلاط گذشتیم

از بهر گلیم و برک و صوف بسی پشم

چون موی سرخویش درودیم ونکشتیم

از معنی باریک و خیالات چومویست

این رشته باریک درینجامه که رشتیم

قاری صفت حله و استبرق و سندس

بر البسه بنویس که از اهل بهشتیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۵ - وله ایضارفیق مهربان و یار همدم
  2. شمارهٔ ۱۰۶ - سلمان ساوجی فرمایددوش در سودای زلف و چشم جانان بوده ام
  3. شمارهٔ ۱۰۷ - ایضا او فرمایدبه چشمانت که تا رفتی ز چشمم بی‌خور و خوابم
  4. شمارهٔ ۱۰۸ - سید نعمت الله فرمایدمائیم کز جهان غم دلبر گرفته ایم
  5. شمارهٔ ۱۰۹ - شیخ کمال الدین خجند فرمایدشب که زحسرت رخت روی بماه کرده ام
  6. شمارهٔ ۱۱۰ - خواجه عماد فرمایدگدای حضرت اوباش و پادشاهی کن
  7. شمارهٔ ۱۱۱ - خواجو فرمایدیارب زباغ وصل نسیمی بمن رسان
  8. شمارهٔ ۱۱۲ - لاادری قائلهدر بدخشان لعل اگر از سنگ می‌آید برون
همه‌ی غزلیات ←

نظام قاری درباره‌ی نظام قاری

نظام‌الدین محمود بن امیر احمد قاری یزدی معروف به «نظام قاری» شاعر سدهٔ نهم هجری است که دیوانی به نام «دیوان البسه» به تقلید از دیوان اطعمهٔ بسحق اطعمهٔ شیرازی ساخته است و در آن به پوشاک مردم زمانهٔ خویش پرداخته است. از وی ذکری در تذکره‌ها نیامده و از زندگانی وی اطلاعات زیادی در دست نیست. مطابق تحقیقی که ادوارد براون ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.