پرش به محتوای اصلی
نظام قاری نظام قاری

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۲ - شیخ کمال الدین خجندی فرماید

نام آن لب بخط سبز بجائی دیدم

کاغذی یافتم و قند در و پیچیدم

در جواب آن

روی تقویم ز خط خوش مخفی دیدم

جامه روزی که نکو بود بقد ببریدم

بود دسمالچه چون وصله اندام کتان

حرمتش داشته بردیده و رو مالیدم

برکی پنج گزی بر سر خود بنهادم

قصه غصه دستار فرو پیچیدم

جامه کان نرسد بر قد و لایق نبود

بر تو پوشیده نماند که از او ببریدم

گفتم از میخ در ایجامه همه پاره شدی

گفت من رفتم و اینک عتبه بوسیدم

بود از پشتی سنجاب و سمور و قاقم

این که بر لشکر سرما زدم و کوشیدم

مخفی وصله زده خاص برویش قاری

پرده بر سر صد عیب نهان پوشیدم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۴ - وله ایضاباد گلبوی سحر خوش میوزد خیر ای ندیم
  2. شمارهٔ ۱۰۵ - وله ایضارفیق مهربان و یار همدم
  3. شمارهٔ ۱۰۶ - سلمان ساوجی فرمایددوش در سودای زلف و چشم جانان بوده ام
  4. شمارهٔ ۱۰۷ - ایضا او فرمایدبه چشمانت که تا رفتی ز چشمم بی‌خور و خوابم
  5. شمارهٔ ۱۰۸ - سید نعمت الله فرمایدمائیم کز جهان غم دلبر گرفته ایم
  6. شمارهٔ ۱۰۹ - شیخ کمال الدین خجند فرمایدشب که زحسرت رخت روی بماه کرده ام
  7. شمارهٔ ۱۱۰ - خواجه عماد فرمایدگدای حضرت اوباش و پادشاهی کن
  8. شمارهٔ ۱۱۱ - خواجو فرمایدیارب زباغ وصل نسیمی بمن رسان
همه‌ی غزلیات ←

نظام قاری درباره‌ی نظام قاری

نظام‌الدین محمود بن امیر احمد قاری یزدی معروف به «نظام قاری» شاعر سدهٔ نهم هجری است که دیوانی به نام «دیوان البسه» به تقلید از دیوان اطعمهٔ بسحق اطعمهٔ شیرازی ساخته است و در آن به پوشاک مردم زمانهٔ خویش پرداخته است. از وی ذکری در تذکره‌ها نیامده و از زندگانی وی اطلاعات زیادی در دست نیست. مطابق تحقیقی که ادوارد براون ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.