پرش به محتوای اصلی
نظام قاری نظام قاری

غزلیات

شمارهٔ ۹۸ - وله قدس الله روحه

بچرخ میرسد از عشق تار قزآهم

زهجر جامه چو صابون در آب میکاهم

بماهتاب نپوشم کتان که میترسم

که چشم زخم رسد بر لباس از ماهم

گهی که جامه ببالای من برد خیاط

قدی دگر ز برای اضافه میخواهم

منی که دل ننهادم بشاهد بازار

فغان که بسته والا ببرد از راهم

زسرفرازی دستار بندقی چه عجب

بعقدش ار نرسیدست دست کوتاهم

نداشت مرتبه و قدر و پایه قاری

بوصف خیمه و خرگه بلند شد جاهم

نمی‌کنم چو گدایان همیشه مدح کدک

به ملکت سخن از وصف چارقب شاهم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۰ - درویش اشرف نمد پوش فرمایدترا یار نازک میان گفته ایم
  2. شمارهٔ ۱۰۱ - خواجه حافظ فرمایدمن نه آن رندم که ترک شاهد و ساغر کنم
  3. شمارهٔ ۱۰۲ - شیخ کمال الدین خجندی فرمایدنام آن لب بخط سبز بجائی دیدم
  4. شمارهٔ ۱۰۳ - شیخ سعدی فرمایدخرما نتوان خورد ازین خارکه کشتیم
  5. شمارهٔ ۱۰۴ - وله ایضاباد گلبوی سحر خوش میوزد خیر ای ندیم
  6. شمارهٔ ۱۰۵ - وله ایضارفیق مهربان و یار همدم
  7. شمارهٔ ۱۰۶ - سلمان ساوجی فرمایددوش در سودای زلف و چشم جانان بوده ام
  8. شمارهٔ ۱۰۷ - ایضا او فرمایدبه چشمانت که تا رفتی ز چشمم بی‌خور و خوابم
همه‌ی غزلیات ←

نظام قاری درباره‌ی نظام قاری

نظام‌الدین محمود بن امیر احمد قاری یزدی معروف به «نظام قاری» شاعر سدهٔ نهم هجری است که دیوانی به نام «دیوان البسه» به تقلید از دیوان اطعمهٔ بسحق اطعمهٔ شیرازی ساخته است و در آن به پوشاک مردم زمانهٔ خویش پرداخته است. از وی ذکری در تذکره‌ها نیامده و از زندگانی وی اطلاعات زیادی در دست نیست. مطابق تحقیقی که ادوارد براون ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.