پرش به محتوای اصلی
نظام قاری نظام قاری

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۰ - درویش اشرف نمد پوش فرماید

ترا یار نازک میان گفته ایم

بقدجان بقامت روان گفته ایم

در جواب آن

بالباغ نازک میان گفته ایم

بپیراهن آرام جان گفته ایم

بپشمینه شلوار ظاهر کنیم

حدیثی که با جامه دان گفته ایم

چوگل شاهد خیمه نشکفت ازین

ستونرا که سرو روان گفته ایم

صفتهای عقد سپیچ گزی

برای دل امردان گفته ایم

چودایم کشدکت بگردن لحاف

باوشاه بغچه کشان گفته ایم

بدستار یابی تواسرار آن

که مادر حق طیلسان گفته ایم

چو شربست زرکش کتان دسته نقش

بهر دو بهار و خزان گفته ایم

بسرپوش هر سفره شمعرا

زنسبت مه آسمان گفته ایم

بآن جیب و پهلو و بند قبا

چوقاری زبان در دهان گفته ایم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۲ - شیخ کمال الدین خجندی فرمایدنام آن لب بخط سبز بجائی دیدم
  2. شمارهٔ ۱۰۳ - شیخ سعدی فرمایدخرما نتوان خورد ازین خارکه کشتیم
  3. شمارهٔ ۱۰۴ - وله ایضاباد گلبوی سحر خوش میوزد خیر ای ندیم
  4. شمارهٔ ۱۰۵ - وله ایضارفیق مهربان و یار همدم
  5. شمارهٔ ۱۰۶ - سلمان ساوجی فرمایددوش در سودای زلف و چشم جانان بوده ام
  6. شمارهٔ ۱۰۷ - ایضا او فرمایدبه چشمانت که تا رفتی ز چشمم بی‌خور و خوابم
  7. شمارهٔ ۱۰۸ - سید نعمت الله فرمایدمائیم کز جهان غم دلبر گرفته ایم
  8. شمارهٔ ۱۰۹ - شیخ کمال الدین خجند فرمایدشب که زحسرت رخت روی بماه کرده ام
همه‌ی غزلیات ←

نظام قاری درباره‌ی نظام قاری

نظام‌الدین محمود بن امیر احمد قاری یزدی معروف به «نظام قاری» شاعر سدهٔ نهم هجری است که دیوانی به نام «دیوان البسه» به تقلید از دیوان اطعمهٔ بسحق اطعمهٔ شیرازی ساخته است و در آن به پوشاک مردم زمانهٔ خویش پرداخته است. از وی ذکری در تذکره‌ها نیامده و از زندگانی وی اطلاعات زیادی در دست نیست. مطابق تحقیقی که ادوارد براون ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.