پرش به محتوای اصلی
نظام قاری نظام قاری

غزلیات

شمارهٔ ۹۶ - سید نعمت الله فرماید

غرقه بحر بیکران مائیم

گاه موجیم و گاه دریائیم

در جواب او

خرقه صوف موجزن مائیم

طالب در جیب زیبائیم

ما نهادیم زان دکان قماش

که گزی را بنرمه بنمائیم

همچو قطنی بنرمدست حریر

چون مختم ندیم کمخائیم

تا بدیدیم چشمه مدفون

در بصارت بعین بنمائیم

در بهای قماش هندستان

کرده دهلی ذل چو دریائیم

چون سقرلاط وصوف در چکمه

گاه شیبیم و گاه بالائیم

تا بارمک شدیم محرم خاص

همچو اطلس ببخت والائیم

همچو والا درین صفت قاری

بر سر حکم شعر طغرائیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۸ - وله قدس الله روحهبچرخ میرسد از عشق تار قزآهم
  2. شمارهٔ ۹۹ - خواجه حافظ فرمایدفاش میگویم و از گفته خود دلشادم
  3. شمارهٔ ۱۰۰ - درویش اشرف نمد پوش فرمایدترا یار نازک میان گفته ایم
  4. شمارهٔ ۱۰۱ - خواجه حافظ فرمایدمن نه آن رندم که ترک شاهد و ساغر کنم
  5. شمارهٔ ۱۰۲ - شیخ کمال الدین خجندی فرمایدنام آن لب بخط سبز بجائی دیدم
  6. شمارهٔ ۱۰۳ - شیخ سعدی فرمایدخرما نتوان خورد ازین خارکه کشتیم
  7. شمارهٔ ۱۰۴ - وله ایضاباد گلبوی سحر خوش میوزد خیر ای ندیم
  8. شمارهٔ ۱۰۵ - وله ایضارفیق مهربان و یار همدم
همه‌ی غزلیات ←

نظام قاری درباره‌ی نظام قاری

نظام‌الدین محمود بن امیر احمد قاری یزدی معروف به «نظام قاری» شاعر سدهٔ نهم هجری است که دیوانی به نام «دیوان البسه» به تقلید از دیوان اطعمهٔ بسحق اطعمهٔ شیرازی ساخته است و در آن به پوشاک مردم زمانهٔ خویش پرداخته است. از وی ذکری در تذکره‌ها نیامده و از زندگانی وی اطلاعات زیادی در دست نیست. مطابق تحقیقی که ادوارد براون ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.