پرش به محتوای اصلی
نظام قاری نظام قاری

غزلیات

شمارهٔ ۹۵ - و من بدایع خیالاته

به گرما جبّه پوشیدن چه حاصل

به بالاپوش کوشیدن چه حاصل

ز بهر پوشش و بخشش بود رخت

درون بغچه پوسیدن چه حاصل

لباس عاریت بر کندن از خلق

میان جمع پوشیدن چه حاصل

زبهرت کس نخواهد رخت تشریف

بماتم جامه ببریدن چه حاصل

چو تن باشد برهنه کیسه خالی

بهای جامه پرسیدن چه حاصل

بهای نرمدستی چون نداری

براو این دست مالیدن چه حاصل

زکمخا در نظر داری گلستان

به طرف باغ گل چیدن چه حاصل

به بازار مزاد رخت قاری

به هرسو هرزه گردیدن چه حاصل

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۷ - خسرو دهلوی فرمایدبیا تا بی گل و صهبا نباشیم
  2. شمارهٔ ۹۸ - وله قدس الله روحهبچرخ میرسد از عشق تار قزآهم
  3. شمارهٔ ۹۹ - خواجه حافظ فرمایدفاش میگویم و از گفته خود دلشادم
  4. شمارهٔ ۱۰۰ - درویش اشرف نمد پوش فرمایدترا یار نازک میان گفته ایم
  5. شمارهٔ ۱۰۱ - خواجه حافظ فرمایدمن نه آن رندم که ترک شاهد و ساغر کنم
  6. شمارهٔ ۱۰۲ - شیخ کمال الدین خجندی فرمایدنام آن لب بخط سبز بجائی دیدم
  7. شمارهٔ ۱۰۳ - شیخ سعدی فرمایدخرما نتوان خورد ازین خارکه کشتیم
  8. شمارهٔ ۱۰۴ - وله ایضاباد گلبوی سحر خوش میوزد خیر ای ندیم
همه‌ی غزلیات ←

نظام قاری درباره‌ی نظام قاری

نظام‌الدین محمود بن امیر احمد قاری یزدی معروف به «نظام قاری» شاعر سدهٔ نهم هجری است که دیوانی به نام «دیوان البسه» به تقلید از دیوان اطعمهٔ بسحق اطعمهٔ شیرازی ساخته است و در آن به پوشاک مردم زمانهٔ خویش پرداخته است. از وی ذکری در تذکره‌ها نیامده و از زندگانی وی اطلاعات زیادی در دست نیست. مطابق تحقیقی که ادوارد براون ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.