پرش به محتوای اصلی
نظام قاری نظام قاری

غزلیات

شمارهٔ ۸۱ - شیخ کمال الدین خجند فرماید

تو آن شاخ گلی ایشوخ دلبر

که آریمت بآب دیده در بر

در جواب او

مثال شرب و روی دگمه زر

عروسی خوبرو نبود بزیور

بآن کمخای گلگون صورت مرغ

تو گوئی هست بر آتش سمندر

مکن وصف فراویز حصیری

مران با ما دگر بحث مکرر

خطیب از خرمی صوف عیدی

بقربانگاه گفت الله اکبر

چویابی خالی از بالش نهالی

تنی دان کوندارد بر بدن سر

حسود از آب سنجاب و خشیشی

که بیند در برم گردد روانتر

بگازر که لباس شعر قاری

زروح پاک سعدی شد مطهر

من اینجا جامها کردم نمازی

خجندی گر زرومی شست دفتر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۳ - سلمان ساوجی فرمایدمیبرد سودای چشم مستش از راهم دگر
  2. شمارهٔ ۸۴ - اوحدی فرمایدمنم غریب دیار تو ای غریب نواز
  3. شمارهٔ ۸۵ - من افکاره الابکاروصف قوت انکه گفت به زلباس
  4. شمارهٔ ۸۶ - مولانا حافظ فرمایددارم از زلف سیاهت گله چندان که مپرس
  5. شمارهٔ ۸۷ - سلطان ابوسعید فرمایدگر مرا با درد تو درمان نباشد گو مباش
  6. شمارهٔ ۸۸ - خواجه حافظ فرمایدفکر بلبل همه آنست که گل شد یارش
  7. شمارهٔ ۸۹ - امیرحسین دهلوی فرمایدبه بزمگاه صبوحی کنان مجلس خاص
  8. شمارهٔ ۹۰ - من مخترعاته تغمده الله بغفرانههمچو صندل باف مفتون کشته ام بر روی صوف
همه‌ی غزلیات ←

نظام قاری درباره‌ی نظام قاری

نظام‌الدین محمود بن امیر احمد قاری یزدی معروف به «نظام قاری» شاعر سدهٔ نهم هجری است که دیوانی به نام «دیوان البسه» به تقلید از دیوان اطعمهٔ بسحق اطعمهٔ شیرازی ساخته است و در آن به پوشاک مردم زمانهٔ خویش پرداخته است. از وی ذکری در تذکره‌ها نیامده و از زندگانی وی اطلاعات زیادی در دست نیست. مطابق تحقیقی که ادوارد براون ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.