پرش به محتوای اصلی
نظام قاری نظام قاری

غزلیات

شمارهٔ ۸۸ - خواجه حافظ فرماید

فکر بلبل همه آنست که گل شد یارش

گل در اندیشه که چون عشوه کند در کارش

در جواب او

انکه خیاط برد پارچه از رووارش

پنبه حلاج چرا کم نکند از کارش

رخت را زود مدر دیر مپوسان در چرک

خواجه آنست که باشد غم خدمتکارش

ایکه دستار سمرقندیت افتاده پسند

جانب طره عزیز است فرو مگذارش

گر سرو پای کسی هست تهی تن عریان

به از آنست که در پا نبود شلوارش

جای آنست که اطلس رود از رنگ برنگ

زین تغابن که قدک میکشند بازارش

مرد دیدم که بیاراست برخت والا

تن خود را زجوانی و نیامد عارش

زآنهمه رخت زنانرا بکه آرایش

پهلوان پنبه خوش آمد بنظر و افزارش

قاری از موی شکافان و سخن پردازان

کیست کو مدحت موئینه بود اشعارش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۰ - من مخترعاته تغمده الله بغفرانههمچو صندل باف مفتون کشته ام بر روی صوف
  2. شمارهٔ ۹۱ - مولانا حافظ فرمایدمقام امن و می بیغش و رفیق شفیق
  3. شمارهٔ ۹۲ - و من خیالاته الخاصه رحمه اللهآنک آستین نموده و دامان فراخ و تنگ
  4. شمارهٔ ۹۳ - اوحدی فرمایدای پیکر خجسته چه نامی فدیت لک
  5. شمارهٔ ۹۴ - مولانا همام تبریزی فرمایدهوای یارو دیارم چو بگذرد بخیال
  6. شمارهٔ ۹۵ - و من بدایع خیالاتهبه گرما جبّه پوشیدن چه حاصل
  7. شمارهٔ ۹۶ - سید نعمت الله فرمایدغرقه بحر بیکران مائیم
  8. شمارهٔ ۹۷ - خسرو دهلوی فرمایدبیا تا بی گل و صهبا نباشیم
همه‌ی غزلیات ←

نظام قاری درباره‌ی نظام قاری

نظام‌الدین محمود بن امیر احمد قاری یزدی معروف به «نظام قاری» شاعر سدهٔ نهم هجری است که دیوانی به نام «دیوان البسه» به تقلید از دیوان اطعمهٔ بسحق اطعمهٔ شیرازی ساخته است و در آن به پوشاک مردم زمانهٔ خویش پرداخته است. از وی ذکری در تذکره‌ها نیامده و از زندگانی وی اطلاعات زیادی در دست نیست. مطابق تحقیقی که ادوارد براون ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.