پرش به محتوای اصلی
نظام قاری نظام قاری

غزلیات

شمارهٔ ۹۲ - و من خیالاته الخاصه رحمه الله

آنک آستین نموده و دامان فراخ و تنگ

پیراهن از وی آمد و تنبان فراخ تنگ

بزاز رخت تا تو نرنجی ز بیش و کم

برتنگ را گشوده و کتان فراخ و تنگ

چون دست همتم بود آجیده نیمچه

عرض نکتدهاش پریشان فراخ و تنگ

سرهای خلق چونکه بود کوچک و بزرگ

خیاط نیز کرد گریبان فراخ و تنگ

گاهی گشادگی بودت گه گرفتگی

داری قباچه و فرجی زان فراخ و تنگ

کوهای خلق بسته و نابسته زانکه هست

چون حلقهای خرده فروشان فراخ و تنگ

قاری چراست جامه روزو لباس شب

چون رخت غنچه و کل بستان فراخ و تنگ

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۴ - مولانا همام تبریزی فرمایدهوای یارو دیارم چو بگذرد بخیال
  2. شمارهٔ ۹۵ - و من بدایع خیالاتهبه گرما جبّه پوشیدن چه حاصل
  3. شمارهٔ ۹۶ - سید نعمت الله فرمایدغرقه بحر بیکران مائیم
  4. شمارهٔ ۹۷ - خسرو دهلوی فرمایدبیا تا بی گل و صهبا نباشیم
  5. شمارهٔ ۹۸ - وله قدس الله روحهبچرخ میرسد از عشق تار قزآهم
  6. شمارهٔ ۹۹ - خواجه حافظ فرمایدفاش میگویم و از گفته خود دلشادم
  7. شمارهٔ ۱۰۰ - درویش اشرف نمد پوش فرمایدترا یار نازک میان گفته ایم
  8. شمارهٔ ۱۰۱ - خواجه حافظ فرمایدمن نه آن رندم که ترک شاهد و ساغر کنم
همه‌ی غزلیات ←

نظام قاری درباره‌ی نظام قاری

نظام‌الدین محمود بن امیر احمد قاری یزدی معروف به «نظام قاری» شاعر سدهٔ نهم هجری است که دیوانی به نام «دیوان البسه» به تقلید از دیوان اطعمهٔ بسحق اطعمهٔ شیرازی ساخته است و در آن به پوشاک مردم زمانهٔ خویش پرداخته است. از وی ذکری در تذکره‌ها نیامده و از زندگانی وی اطلاعات زیادی در دست نیست. مطابق تحقیقی که ادوارد براون ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.