پرش به محتوای اصلی
نظام قاری نظام قاری

غزلیات

شمارهٔ ۹۳ - اوحدی فرماید

ای پیکر خجسته چه نامی فدیت لک

دیگر سیاه چرده ندیدم بدین نمک

در جواب او

دیدم کتان کهنه و گفتم فدیت لک

ارزد برم هنوز وصالت هزار لک

زان خار سوزنم عجب آمد که دوختند

از تار قرمزی بعذار کتان کلک

سرمای سرد اگر ندهد دست پوستین

هستیم پشت گرم زپشمینه و برک

کمخای خانبالغی و شرب زرفشان

هر کس که دید نقش پری خواند یا ملک

رخت بنفش و دگمه مثال درست و لعل

وان چشم بندو کرده مغرق زرو محک

چادر به تا شوال حجت هر دو بزشت

وی مجمره مکی از زر دامنت کلک؟

باید بپوستین بره در ساخت یا کول

نتوان کشیده چونکه ببر قاقم و قدک

در جامه دان اطلس گلگون نگر که او

مانند آفتاب همی تابد از فلک

قاری به جمع اقمشه نیکو معرفی است

گو نام‌های این همه گفته‌ست یک به یک

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۵ - و من بدایع خیالاتهبه گرما جبّه پوشیدن چه حاصل
  2. شمارهٔ ۹۶ - سید نعمت الله فرمایدغرقه بحر بیکران مائیم
  3. شمارهٔ ۹۷ - خسرو دهلوی فرمایدبیا تا بی گل و صهبا نباشیم
  4. شمارهٔ ۹۸ - وله قدس الله روحهبچرخ میرسد از عشق تار قزآهم
  5. شمارهٔ ۹۹ - خواجه حافظ فرمایدفاش میگویم و از گفته خود دلشادم
  6. شمارهٔ ۱۰۰ - درویش اشرف نمد پوش فرمایدترا یار نازک میان گفته ایم
  7. شمارهٔ ۱۰۱ - خواجه حافظ فرمایدمن نه آن رندم که ترک شاهد و ساغر کنم
  8. شمارهٔ ۱۰۲ - شیخ کمال الدین خجندی فرمایدنام آن لب بخط سبز بجائی دیدم
همه‌ی غزلیات ←

نظام قاری درباره‌ی نظام قاری

نظام‌الدین محمود بن امیر احمد قاری یزدی معروف به «نظام قاری» شاعر سدهٔ نهم هجری است که دیوانی به نام «دیوان البسه» به تقلید از دیوان اطعمهٔ بسحق اطعمهٔ شیرازی ساخته است و در آن به پوشاک مردم زمانهٔ خویش پرداخته است. از وی ذکری در تذکره‌ها نیامده و از زندگانی وی اطلاعات زیادی در دست نیست. مطابق تحقیقی که ادوارد براون ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.