پرش به محتوای اصلی
نظام قاری نظام قاری

غزلیات

شمارهٔ ۸۹ - امیرحسین دهلوی فرماید

به بزمگاه صبوحی کنان مجلس خاص

حیوه نحش بود جام می به حکم خواص

در جواب او

امید هست که بنوازیم بخلعت خاص

بارمک ار نرسد دست کم زجامه خاص

بیافت سوزن ازان بخیه چو مروارید

که او ببحر پر از موج حبر شد غواص

درید پرده بکار برهنگان کرباس

بخورد زخم زگازر که (والجروح قصاص)

زخرج رخت زمستان گریز میجستم

گرفت برد ره من که (لات حین مناص)

اگر نه شیوه دستار و زیب جامه بود

کیش برقص برازندگی بود رقاص

هزار نفع درین جامها که میپوشی

نوشته اند حکیمان بتن زروی خواص

ترا جهیز عروسی زن بقید آورد

مگر برخت عزایش شوی ز قید خلاص

بشعر البسه بردی تو گوی ای قاری

کجا بود قلمی این همه معانی خاص

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۱ - مولانا حافظ فرمایدمقام امن و می بیغش و رفیق شفیق
  2. شمارهٔ ۹۲ - و من خیالاته الخاصه رحمه اللهآنک آستین نموده و دامان فراخ و تنگ
  3. شمارهٔ ۹۳ - اوحدی فرمایدای پیکر خجسته چه نامی فدیت لک
  4. شمارهٔ ۹۴ - مولانا همام تبریزی فرمایدهوای یارو دیارم چو بگذرد بخیال
  5. شمارهٔ ۹۵ - و من بدایع خیالاتهبه گرما جبّه پوشیدن چه حاصل
  6. شمارهٔ ۹۶ - سید نعمت الله فرمایدغرقه بحر بیکران مائیم
  7. شمارهٔ ۹۷ - خسرو دهلوی فرمایدبیا تا بی گل و صهبا نباشیم
  8. شمارهٔ ۹۸ - وله قدس الله روحهبچرخ میرسد از عشق تار قزآهم
همه‌ی غزلیات ←

نظام قاری درباره‌ی نظام قاری

نظام‌الدین محمود بن امیر احمد قاری یزدی معروف به «نظام قاری» شاعر سدهٔ نهم هجری است که دیوانی به نام «دیوان البسه» به تقلید از دیوان اطعمهٔ بسحق اطعمهٔ شیرازی ساخته است و در آن به پوشاک مردم زمانهٔ خویش پرداخته است. از وی ذکری در تذکره‌ها نیامده و از زندگانی وی اطلاعات زیادی در دست نیست. مطابق تحقیقی که ادوارد براون ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.