پرش به محتوای اصلی
نظام قاری نظام قاری

غزلیات

شمارهٔ ۸۵ - من افکاره الابکار

وصف قوت انکه گفت به زلباس

نان شناسی بود خدانشناس

کس چه گوید جواب گفته من

شرط ره نیست باپلاس پلاس

بهز چادر شب از بر مهتاب

نتواند برید کس کرباس

هر که دوزد لباس بر قد شعر

همچو من در سخنوری لاباس

هست سرپوش دسته نقش این شعر

خاص از بهر این زمرد کاس

خسرو ار شهر بندد آیئنی

گوز دیوان من ببر اجناس

تا چه برجست هیئات دستار

که ذنب جمع شد درو باراس

اطلس آل در بر سنجاب

این یکی آتش آن رماد شناس

همچنان کز طعام پر مرضست

شمله از سر نهاد نست عطاس

گو نظر کن بنقش ابیاری

هر که خط خوانده است از قرطاس

قاری از وصف جامها دایم

مور بر مرد مست روی شناس

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۷ - سلطان ابوسعید فرمایدگر مرا با درد تو درمان نباشد گو مباش
  2. شمارهٔ ۸۸ - خواجه حافظ فرمایدفکر بلبل همه آنست که گل شد یارش
  3. شمارهٔ ۸۹ - امیرحسین دهلوی فرمایدبه بزمگاه صبوحی کنان مجلس خاص
  4. شمارهٔ ۹۰ - من مخترعاته تغمده الله بغفرانههمچو صندل باف مفتون کشته ام بر روی صوف
  5. شمارهٔ ۹۱ - مولانا حافظ فرمایدمقام امن و می بیغش و رفیق شفیق
  6. شمارهٔ ۹۲ - و من خیالاته الخاصه رحمه اللهآنک آستین نموده و دامان فراخ و تنگ
  7. شمارهٔ ۹۳ - اوحدی فرمایدای پیکر خجسته چه نامی فدیت لک
  8. شمارهٔ ۹۴ - مولانا همام تبریزی فرمایدهوای یارو دیارم چو بگذرد بخیال
همه‌ی غزلیات ←

نظام قاری درباره‌ی نظام قاری

نظام‌الدین محمود بن امیر احمد قاری یزدی معروف به «نظام قاری» شاعر سدهٔ نهم هجری است که دیوانی به نام «دیوان البسه» به تقلید از دیوان اطعمهٔ بسحق اطعمهٔ شیرازی ساخته است و در آن به پوشاک مردم زمانهٔ خویش پرداخته است. از وی ذکری در تذکره‌ها نیامده و از زندگانی وی اطلاعات زیادی در دست نیست. مطابق تحقیقی که ادوارد براون ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.