پرش به محتوای اصلی
نظام قاری نظام قاری

غزلیات

شمارهٔ ۸۴ - اوحدی فرماید

منم غریب دیار تو ای غریب نواز

دمی بحال غریب دیار خود پرداز

در جواب او

هولی بندقی مصریست در سرباز

خیال بندی من بین وفکر دورو دراز

بطرز ز جامه نوانکه پاکدامن بود

بدید شیوه والاوگشت شاهد باز

مرو بداغ اتو ای میان دو تو در تاب

دم از محبت اطلس زدی بسوز و بساز

مقام گشت بقاف قطیفه چرخیش

چو مرغ قبه زر جلوه کرد در پرواز

زجیب جبه نو دگمها چو بگشایم

دریچه زبهشتم بر وی گردد باز

مخور چو بیسر و پایان غم عمامه و کفش

که مرد راه نیندیشد از نشیب و فراز

بسی معانی رنگین بوصف جامه نمود

ندیده ایم چو قاری دگر سخنی پرداز

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۶ - مولانا حافظ فرمایددارم از زلف سیاهت گله چندان که مپرس
  2. شمارهٔ ۸۷ - سلطان ابوسعید فرمایدگر مرا با درد تو درمان نباشد گو مباش
  3. شمارهٔ ۸۸ - خواجه حافظ فرمایدفکر بلبل همه آنست که گل شد یارش
  4. شمارهٔ ۸۹ - امیرحسین دهلوی فرمایدبه بزمگاه صبوحی کنان مجلس خاص
  5. شمارهٔ ۹۰ - من مخترعاته تغمده الله بغفرانههمچو صندل باف مفتون کشته ام بر روی صوف
  6. شمارهٔ ۹۱ - مولانا حافظ فرمایدمقام امن و می بیغش و رفیق شفیق
  7. شمارهٔ ۹۲ - و من خیالاته الخاصه رحمه اللهآنک آستین نموده و دامان فراخ و تنگ
  8. شمارهٔ ۹۳ - اوحدی فرمایدای پیکر خجسته چه نامی فدیت لک
همه‌ی غزلیات ←

نظام قاری درباره‌ی نظام قاری

نظام‌الدین محمود بن امیر احمد قاری یزدی معروف به «نظام قاری» شاعر سدهٔ نهم هجری است که دیوانی به نام «دیوان البسه» به تقلید از دیوان اطعمهٔ بسحق اطعمهٔ شیرازی ساخته است و در آن به پوشاک مردم زمانهٔ خویش پرداخته است. از وی ذکری در تذکره‌ها نیامده و از زندگانی وی اطلاعات زیادی در دست نیست. مطابق تحقیقی که ادوارد براون ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.