پرش به محتوای اصلی
نظام قاری نظام قاری

غزلیات

شمارهٔ ۸۰ - وله ایضا

دست تا چند نهادن به شکاف دستار

ادب آن دان که نکاوند بزرگان بسیار

بایدت گنبد دستاری چنان محکم بست

که به هم بر نشود گرچه بیفتد زمنار

تا خداوند ببخشد ز نُوَم دستی رخت

هر زمان دست بر آرم به دعا یا ستّار

بس که بر کوه و کمر سر زده پوشیّ میان

هیچ واقف نشد از معنی پشیمین شلوار

مرد باشد که به او تا ندهی صد تُنُکه

در بغل بغچه نیارد که نهد در بازار

نظم از کفش و کلاهم سر و پا پیدا کرد

قالبی کوی ندارد خبری زین اشعار

صفت رخت خوش آینده‌تر از وصف طعام

قصه عقد سپیچ است به از ذکر مبار

گرد دامان شمط گفت سجیف آسا عقل

یافت چون دایرهٔ اطلس چرخ دوّار

سخنی گو بجز از وصف لباس ای قاری

که بود دلکش و نزدیک به بند شلوار

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۲ - مولانا محمد حافظ فرمایدعیدست و اول گل و یاران در انتظار
  2. شمارهٔ ۸۳ - سلمان ساوجی فرمایدمیبرد سودای چشم مستش از راهم دگر
  3. شمارهٔ ۸۴ - اوحدی فرمایدمنم غریب دیار تو ای غریب نواز
  4. شمارهٔ ۸۵ - من افکاره الابکاروصف قوت انکه گفت به زلباس
  5. شمارهٔ ۸۶ - مولانا حافظ فرمایددارم از زلف سیاهت گله چندان که مپرس
  6. شمارهٔ ۸۷ - سلطان ابوسعید فرمایدگر مرا با درد تو درمان نباشد گو مباش
  7. شمارهٔ ۸۸ - خواجه حافظ فرمایدفکر بلبل همه آنست که گل شد یارش
  8. شمارهٔ ۸۹ - امیرحسین دهلوی فرمایدبه بزمگاه صبوحی کنان مجلس خاص
همه‌ی غزلیات ←

نظام قاری درباره‌ی نظام قاری

نظام‌الدین محمود بن امیر احمد قاری یزدی معروف به «نظام قاری» شاعر سدهٔ نهم هجری است که دیوانی به نام «دیوان البسه» به تقلید از دیوان اطعمهٔ بسحق اطعمهٔ شیرازی ساخته است و در آن به پوشاک مردم زمانهٔ خویش پرداخته است. از وی ذکری در تذکره‌ها نیامده و از زندگانی وی اطلاعات زیادی در دست نیست. مطابق تحقیقی که ادوارد براون ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.