پرش به محتوای اصلی
نظام قاری نظام قاری

غزلیات

شمارهٔ ۸۲ - مولانا محمد حافظ فرماید

عیدست و اول گل و یاران در انتظار

ساقی بروی یار ببین ماه و می بیار

در جواب او

خازن بعید ابلق سنجاب من بیار

بنگر هلال را چودم قاقم آشکار

این مه فزود خرقه نان در لباس عید

کاری بکرد همت پاکان روزکار

خواهی که دامنت ندرد زود و آستین

از رخت قلب شو چو فراویز در کنار

دلال رخت بر تن عریان من ببخش

ور نو بدست نیست برو کهنه بیار

در پیش شاخ آمدم از دگمها بیاد

چون غنچه جلوه داده بر اطراف جویبار

آویختند چمته که در بند سیم ماند

تا حست ازان عزیز که ترکش شد اختیار

خوش خلعتیست فاخر و خوش جامه سلیم

یارب زچشم زخم و گزندش نگاهدار

دامن مکش ز گفته قاری که جیب تو

گویش سزد که باشد ازین در شاهوار

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۴ - اوحدی فرمایدمنم غریب دیار تو ای غریب نواز
  2. شمارهٔ ۸۵ - من افکاره الابکاروصف قوت انکه گفت به زلباس
  3. شمارهٔ ۸۶ - مولانا حافظ فرمایددارم از زلف سیاهت گله چندان که مپرس
  4. شمارهٔ ۸۷ - سلطان ابوسعید فرمایدگر مرا با درد تو درمان نباشد گو مباش
  5. شمارهٔ ۸۸ - خواجه حافظ فرمایدفکر بلبل همه آنست که گل شد یارش
  6. شمارهٔ ۸۹ - امیرحسین دهلوی فرمایدبه بزمگاه صبوحی کنان مجلس خاص
  7. شمارهٔ ۹۰ - من مخترعاته تغمده الله بغفرانههمچو صندل باف مفتون کشته ام بر روی صوف
  8. شمارهٔ ۹۱ - مولانا حافظ فرمایدمقام امن و می بیغش و رفیق شفیق
همه‌ی غزلیات ←

نظام قاری درباره‌ی نظام قاری

نظام‌الدین محمود بن امیر احمد قاری یزدی معروف به «نظام قاری» شاعر سدهٔ نهم هجری است که دیوانی به نام «دیوان البسه» به تقلید از دیوان اطعمهٔ بسحق اطعمهٔ شیرازی ساخته است و در آن به پوشاک مردم زمانهٔ خویش پرداخته است. از وی ذکری در تذکره‌ها نیامده و از زندگانی وی اطلاعات زیادی در دست نیست. مطابق تحقیقی که ادوارد براون ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.