پرش به محتوای اصلی
نظام قاری نظام قاری

غزلیات

شمارهٔ ۷۹ - شیخ کمال الدین خجندی فرماید

چهره ام دیده چه حاصل که بخون کرد نکار

که برون نقش ونگارست و درون ناله زار

در جواب او

گور ظلم نگر از رخت پر از نقش و نکار

که برون نقش و نگارست و درون ناله زار

در صف زخت که عنبر چه بود صدرنشین

گوی بر بسته که باشد که در آید بشمار

ای که مهلک جهه جامه نخواهی که قویست

کاش میبود بدرزیت ازینجامه هزار

برکسوندار نباید که بود صاحب ریش

در کتاب نمدی یافته انداین اخبار

خلق را باد چو از گرمی موئینه زدست

بیداکر نیز زد او را تو مدان دور از کار

هر که در البسه پک بیت چوقاری گوید

مینهم جامه ببالایش و بر سر دستار

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۱ - شیخ کمال الدین خجند فرمایدتو آن شاخ گلی ایشوخ دلبر
  2. شمارهٔ ۸۲ - مولانا محمد حافظ فرمایدعیدست و اول گل و یاران در انتظار
  3. شمارهٔ ۸۳ - سلمان ساوجی فرمایدمیبرد سودای چشم مستش از راهم دگر
  4. شمارهٔ ۸۴ - اوحدی فرمایدمنم غریب دیار تو ای غریب نواز
  5. شمارهٔ ۸۵ - من افکاره الابکاروصف قوت انکه گفت به زلباس
  6. شمارهٔ ۸۶ - مولانا حافظ فرمایددارم از زلف سیاهت گله چندان که مپرس
  7. شمارهٔ ۸۷ - سلطان ابوسعید فرمایدگر مرا با درد تو درمان نباشد گو مباش
  8. شمارهٔ ۸۸ - خواجه حافظ فرمایدفکر بلبل همه آنست که گل شد یارش
همه‌ی غزلیات ←

نظام قاری درباره‌ی نظام قاری

نظام‌الدین محمود بن امیر احمد قاری یزدی معروف به «نظام قاری» شاعر سدهٔ نهم هجری است که دیوانی به نام «دیوان البسه» به تقلید از دیوان اطعمهٔ بسحق اطعمهٔ شیرازی ساخته است و در آن به پوشاک مردم زمانهٔ خویش پرداخته است. از وی ذکری در تذکره‌ها نیامده و از زندگانی وی اطلاعات زیادی در دست نیست. مطابق تحقیقی که ادوارد براون ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.