پرش به محتوای اصلی
نظام قاری نظام قاری

غزلیات

شمارهٔ ۷۸ - خواجوی کرمانی فرماید

ایا صبا گرت افتد بسوی دوست گذار

نیازمندی من عرضه ده بحضرت یار

در جواب او

بارمک ارفتدت ایسجیف صوف گذار

نیازمندی زردک بکو بآن دلدار

چو کرد دامن او گیر وانگهی بلباس

پیام پنبه ادا کن سلام او بگذار

بگویش ای قد بالا دراز و پهناتنک

فراخ آستی و یقه پهن صوفی وار

بجای شمعی و بیرم مرا رسد ریشه

زهی زمانه بد مهر و دور ناهموار

بگو منال بر اطلس ز سوزن خیاط

گل طری نتوان چید جز زپهلوی خار

بغیر جامه والای قالبک زده نیست

نگار لاله رخ مشک خال سیم عذار

فراقنامه مدفون چو خواند مخفی شست

خط سیاه بآب خشیشی از طومار

زیمن کلفتن و بیرم طلادوزی

علم شدیم و سر آمد بشیوه اشعار

بوصف گوی در پیشواز کمخا ام

کنار و بر همه پر شد زلولو شهوار

چنین نفیس لباسی که طبع قاری بافت

نگاه دار خدایا زدزدو از طرار

ازان دراز چو کرباس اینغزل افتاد

که خواستم که بدوزم قبا بقد منار

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۰ - وله ایضادست تا چند نهادن به شکاف دستار
  2. شمارهٔ ۸۱ - شیخ کمال الدین خجند فرمایدتو آن شاخ گلی ایشوخ دلبر
  3. شمارهٔ ۸۲ - مولانا محمد حافظ فرمایدعیدست و اول گل و یاران در انتظار
  4. شمارهٔ ۸۳ - سلمان ساوجی فرمایدمیبرد سودای چشم مستش از راهم دگر
  5. شمارهٔ ۸۴ - اوحدی فرمایدمنم غریب دیار تو ای غریب نواز
  6. شمارهٔ ۸۵ - من افکاره الابکاروصف قوت انکه گفت به زلباس
  7. شمارهٔ ۸۶ - مولانا حافظ فرمایددارم از زلف سیاهت گله چندان که مپرس
  8. شمارهٔ ۸۷ - سلطان ابوسعید فرمایدگر مرا با درد تو درمان نباشد گو مباش
همه‌ی غزلیات ←

نظام قاری درباره‌ی نظام قاری

نظام‌الدین محمود بن امیر احمد قاری یزدی معروف به «نظام قاری» شاعر سدهٔ نهم هجری است که دیوانی به نام «دیوان البسه» به تقلید از دیوان اطعمهٔ بسحق اطعمهٔ شیرازی ساخته است و در آن به پوشاک مردم زمانهٔ خویش پرداخته است. از وی ذکری در تذکره‌ها نیامده و از زندگانی وی اطلاعات زیادی در دست نیست. مطابق تحقیقی که ادوارد براون ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.