پرش به محتوای اصلی
نظام قاری نظام قاری

غزلیات

شمارهٔ ۷۷ - ناصر بخاری فرماید

در آن روزی که خوبان آفریدند

ترا بر جمله سلطان آفریدند

در جواب او

چو دیبای زر افشان آفریدند

درش گوی گریبان آفریدند

بسان غنچه دروی دگمه بنمود

چو کمخای گلستان آفریدند

زجیب اطلس گردون قواره

فتا دو مهر رخشان آفریدند

چو والا شاهد از خان اتابک

که دید ایخواجه تا خان آفریدند

بزشم و پنبه را کردند پیدا

جل خر بهر پالان آفریدند

برای بالش زینها قطیفه

پس آنگاهی زمستان آفریدند

دری میخواست بهر خانه رخت

در از بهرش گریبان آفریدند

چو مشتق بودی ای اطلس زسلطان

چرا بر رخت سلطان آفریدند

تن قاری بدو پیوند کردند

چو تار و پود کتان آفریدند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۹ - شیخ کمال الدین خجندی فرمایدچهره ام دیده چه حاصل که بخون کرد نکار
  2. شمارهٔ ۸۰ - وله ایضادست تا چند نهادن به شکاف دستار
  3. شمارهٔ ۸۱ - شیخ کمال الدین خجند فرمایدتو آن شاخ گلی ایشوخ دلبر
  4. شمارهٔ ۸۲ - مولانا محمد حافظ فرمایدعیدست و اول گل و یاران در انتظار
  5. شمارهٔ ۸۳ - سلمان ساوجی فرمایدمیبرد سودای چشم مستش از راهم دگر
  6. شمارهٔ ۸۴ - اوحدی فرمایدمنم غریب دیار تو ای غریب نواز
  7. شمارهٔ ۸۵ - من افکاره الابکاروصف قوت انکه گفت به زلباس
  8. شمارهٔ ۸۶ - مولانا حافظ فرمایددارم از زلف سیاهت گله چندان که مپرس
همه‌ی غزلیات ←

نظام قاری درباره‌ی نظام قاری

نظام‌الدین محمود بن امیر احمد قاری یزدی معروف به «نظام قاری» شاعر سدهٔ نهم هجری است که دیوانی به نام «دیوان البسه» به تقلید از دیوان اطعمهٔ بسحق اطعمهٔ شیرازی ساخته است و در آن به پوشاک مردم زمانهٔ خویش پرداخته است. از وی ذکری در تذکره‌ها نیامده و از زندگانی وی اطلاعات زیادی در دست نیست. مطابق تحقیقی که ادوارد براون ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.