پرش به محتوای اصلی
نظام قاری نظام قاری

غزلیات

شمارهٔ ۷۴ - مولانا کمال الدین کاتبی فرماید

هر که وصلت طلبد ترک سرش باید کرد

ورنه اندیشه کاری دگرش باید کرد

در جواب او

هر که افسر طلبد ترک سرش باید کرد

ورنه تدبیر کلاه دگرش باید کرد

وانکه راهست هوا جامه پاک و حمام

صبح خیزی چو نسیم سحرش باید کرد

مردکز بستن دستار خود آمد عاجز

چون زنان مقنعه حالی بسرش باید کرد

هر که خواهد که کشد شاهد کمخا در بر

دگمه جیب زلولوی زرش باید کرد

خوبی رخت سراپا زسجیف پهنست

چون چنینست ازین پهنترش باید کرد

آب از دامن ارمک سزد از پاکی خورد

در فراویز خشیشی نظرش باید کرد

قاری آن اهل تمیزی که بود حاضر رخت

اول اندیشه زهر میخ درش باید کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۶ - امیر حسین دهلوی فرمایدچه پوشی پرده بر رویی که آن پنهان نمی‌ماند
  2. شمارهٔ ۷۷ - ناصر بخاری فرمایددر آن روزی که خوبان آفریدند
  3. شمارهٔ ۷۸ - خواجوی کرمانی فرمایدایا صبا گرت افتد بسوی دوست گذار
  4. شمارهٔ ۷۹ - شیخ کمال الدین خجندی فرمایدچهره ام دیده چه حاصل که بخون کرد نکار
  5. شمارهٔ ۸۰ - وله ایضادست تا چند نهادن به شکاف دستار
  6. شمارهٔ ۸۱ - شیخ کمال الدین خجند فرمایدتو آن شاخ گلی ایشوخ دلبر
  7. شمارهٔ ۸۲ - مولانا محمد حافظ فرمایدعیدست و اول گل و یاران در انتظار
  8. شمارهٔ ۸۳ - سلمان ساوجی فرمایدمیبرد سودای چشم مستش از راهم دگر
همه‌ی غزلیات ←

نظام قاری درباره‌ی نظام قاری

نظام‌الدین محمود بن امیر احمد قاری یزدی معروف به «نظام قاری» شاعر سدهٔ نهم هجری است که دیوانی به نام «دیوان البسه» به تقلید از دیوان اطعمهٔ بسحق اطعمهٔ شیرازی ساخته است و در آن به پوشاک مردم زمانهٔ خویش پرداخته است. از وی ذکری در تذکره‌ها نیامده و از زندگانی وی اطلاعات زیادی در دست نیست. مطابق تحقیقی که ادوارد براون ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.