پرش به محتوای اصلی
نظام قاری نظام قاری

غزلیات

شمارهٔ ۷۳ - خواجه حافظ فرماید

دیدم بخواب خوش که بدستم پیاله بود

تعبیر رفت کار بدولت حواله بود

در جواب او

والا بباغ رخت بدیدیم و لاله بود

بر جیب دکمهای درش همچو ژاله بود

آن جرم آل و لالی و گلگون بشاهدی

صد بار به زرنک گل و روی لاله بود

در بزم رخت می همه از رنک قرمزی

و زکله کلاه مغرق پیاله بود

دیدم بپرده شاهد والا که تافته

بر رویش از شرابه مشکین کلاله بود

اطلس عروس میشد و داماد کشته صوف

زابیاری و حریر خطیشان قباله بود

زیر کلاه بود خوش آنیده کله پوش

مانند ماه بدرو زهش همچو هاله بود

تشریفی رسید پس از شش مهم زغیب

و آن خود بقد جامه طفلی سه ساله بود

قاری بخواب دید سقرلاط یکشبی

تعبیر رفت چکمه و ماشا حواله بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۵ - سید نعمت الله فرمایدمرا حالی‌ست با جانان که جان در بر نمی‌گنجد
  2. شمارهٔ ۷۶ - امیر حسین دهلوی فرمایدچه پوشی پرده بر رویی که آن پنهان نمی‌ماند
  3. شمارهٔ ۷۷ - ناصر بخاری فرمایددر آن روزی که خوبان آفریدند
  4. شمارهٔ ۷۸ - خواجوی کرمانی فرمایدایا صبا گرت افتد بسوی دوست گذار
  5. شمارهٔ ۷۹ - شیخ کمال الدین خجندی فرمایدچهره ام دیده چه حاصل که بخون کرد نکار
  6. شمارهٔ ۸۰ - وله ایضادست تا چند نهادن به شکاف دستار
  7. شمارهٔ ۸۱ - شیخ کمال الدین خجند فرمایدتو آن شاخ گلی ایشوخ دلبر
  8. شمارهٔ ۸۲ - مولانا محمد حافظ فرمایدعیدست و اول گل و یاران در انتظار
همه‌ی غزلیات ←

نظام قاری درباره‌ی نظام قاری

نظام‌الدین محمود بن امیر احمد قاری یزدی معروف به «نظام قاری» شاعر سدهٔ نهم هجری است که دیوانی به نام «دیوان البسه» به تقلید از دیوان اطعمهٔ بسحق اطعمهٔ شیرازی ساخته است و در آن به پوشاک مردم زمانهٔ خویش پرداخته است. از وی ذکری در تذکره‌ها نیامده و از زندگانی وی اطلاعات زیادی در دست نیست. مطابق تحقیقی که ادوارد براون ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.