پرش به محتوای اصلی
نظام قاری نظام قاری

غزلیات

شمارهٔ ۷۲ - خواجه عماد فقیه فرماید

تا دل سخن پذیر و سخن دلپذیر شد

جانرا ز وصل همنفسی ناگزیر شد

در جواب او

زآندم که در خریطه اطلس عبیر شد

خوشبوی گشت رخت و ببردلپذیر شد

گرمای گرم اگر نبود نیز داربه

تن را از وصل پیرهنی ناگریز شد

انکس که بر نهالی و کت خفت یکدمی

نگذشت هفته که ز اهل سریر شد

وان تن که او نیافت درین سرنخ نسیج

رختش بخلدسندس خضر حریر شد

از عشق وصل خرمی و چکمه و نمد

جبه جوان بر آمد و در پنبه پیر شد

دستار کوچک ار چه بزرگی بسر نهاد

هر کس که آن بدید بچشمش حقیر شد

از خرقه و عصا و کلاهی گزیر نیست

گیرم بترک شخص چو شیخ کبیر شد

قاری زیمن اطلس و کمخا جهان گرفت

آری گل از روایح گل چون عبیر شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۴ - مولانا کمال الدین کاتبی فرمایدهر که وصلت طلبد ترک سرش باید کرد
  2. شمارهٔ ۷۵ - سید نعمت الله فرمایدمرا حالی‌ست با جانان که جان در بر نمی‌گنجد
  3. شمارهٔ ۷۶ - امیر حسین دهلوی فرمایدچه پوشی پرده بر رویی که آن پنهان نمی‌ماند
  4. شمارهٔ ۷۷ - ناصر بخاری فرمایددر آن روزی که خوبان آفریدند
  5. شمارهٔ ۷۸ - خواجوی کرمانی فرمایدایا صبا گرت افتد بسوی دوست گذار
  6. شمارهٔ ۷۹ - شیخ کمال الدین خجندی فرمایدچهره ام دیده چه حاصل که بخون کرد نکار
  7. شمارهٔ ۸۰ - وله ایضادست تا چند نهادن به شکاف دستار
  8. شمارهٔ ۸۱ - شیخ کمال الدین خجند فرمایدتو آن شاخ گلی ایشوخ دلبر
همه‌ی غزلیات ←

نظام قاری درباره‌ی نظام قاری

نظام‌الدین محمود بن امیر احمد قاری یزدی معروف به «نظام قاری» شاعر سدهٔ نهم هجری است که دیوانی به نام «دیوان البسه» به تقلید از دیوان اطعمهٔ بسحق اطعمهٔ شیرازی ساخته است و در آن به پوشاک مردم زمانهٔ خویش پرداخته است. از وی ذکری در تذکره‌ها نیامده و از زندگانی وی اطلاعات زیادی در دست نیست. مطابق تحقیقی که ادوارد براون ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.